بیزینس یعنی چه؟ ۳ هدف راه اندازی کسب و کار

تعریف، انواع و اهداف کسب و کار

آیا قصد راه اندازی کسب و کار بدون سرمایه را دارید؟ چرا می خواهید این کار را انجام دهید؟ چه هدف مالی برای این کارتان دارید؟ نحوه ایجاد یک بیزینس پولساز به چه صورت است؟ مقصود ما از طرح این سوالات این است که دقیقاً بدانید با چه هدفی می خواهید کسب و کاری راه اندازی کنید! هدف کسب و کار شما چیست؟

بیشتر مردم می گویند که هدفشان از داشتن یک کسب و کار، پول در آوردن است اما این هدف به اندازه کافی مشخص و شفاف نیست. اگر هدف‌تان مشخص و شفاف نباشد، نتیجه شفاف و مشخصی هم به دست نخواهید آورد. ما در اینجا ۴ دلیل مهم برای شما آورده ایم تا درک کنید که داشتن هدف دقیق و حساب شده برای کسب و کار بسیار مهم است. این دلایل عبارتند از:

  • بهبود، رشد و کارآیی بیشتر سازمان با سنجش بهره وری کارکنان
  • جلوگیری از ایجاد هرج و مرج و بی نظمی در شرکت با مشخص بودن وظایف کارکنان و مدیریت
  • اتحاذ آسان تر تصمیمات روزانه بر مبنای اهداف مورد نظر
  • نظارت منظم، بازبینی اهداف و انجام تغییرات و اصلاحات لازم در صورت عدم دستیابی به اهداف

بعد از اینکه کسب و کاری راه اندازی کردید حالا شما به عنوان صاحب کسب و کار می توانید با تعیین هدف، زمان و انرژی خود را صرف امورات مهم شرکت کنید. اهداف کسب و کار بیانگر انتظارات یک شرکت برای کسب یک نتیجه خاص در یک بازه زمانی مشخص است. طراحی بوم مدل کسب و کار می تواند در هدفگذاری درست به شما کمک کند.

در این مطلب به شما خواهیم گفت کسب و کار یعنی چه، چگونه برای کسب و کار خود اهداف حساب شده ای انتخاب کنیم و چه ویژگی هایی باید به عنوان صاحب کسب و کار داشته باشیم. تا انتهای این آموزش بی نظیر همراه ما باشید تا به خوبی بدانید که هدف از ساخت کسب کار چیست!

تعریف کسب و کار چیست؟ هدف کسب و کار فقط کسب سود نیست!

هر سازمانی که برای فراهم کردن کالا یا خدمات برای مشتری ایجاد شده باشد، کسب و کار یا بیزینس (Business) نامیده می شود. هدف از ساخت یک کسب و کار، فقط کسب سود نیست؛ همانطور که هدف انسان از زندگی کردن، فقط خوردن نیست! البته واقعیت این است که هدف اصلی کسب و کار باید پولسازی باشد.

هر فعالیتی که در درجه اول با هدف کسب سود انجام می شود را فعالیت تجاری (business activity) می نامند. فعالیت های اقتصادی می تواند به شکل مصرف، تولید، توزیع یا مبادله باشد.

۳ روش برای راه اندازی کسب و کار وجود دارد:

  1. شروع از نقطه صفر
  2. خریداری کردن کسب و کار از شخص دیگر
  3. گرفتن نمایندگی (فرانچایز یا فرانشیز)

کسب و کار فعالیتی توأم با ریسک و با هدف کسب سود انجام می شود. صاحب کسب و کار شخصی است که با استفاده از منابع موجود خود می خواهد از طریق فروش کالاها و خدمات (و تکرار معاملات)، کسب اعتبار و خلق ارزش کند.

یک بیزینس چه اهدافی را باید دنبال کند؟

اولین هدف کسب و کار: اهداف اقتصادی
کسب و کار یک فعالیت اقتصادی است و اهداف آن عمدتاً ماهیتی اقتصادی دارند.

اهداف اقتصادی کسب و کار
اهداف مالی

اهداف اصلی اقتصادی عبارتند از:

  • سود: وسیله معیشتی یک کارآفرین محسوب می شود و پاداشی در قبال تحمل ریسک است.

هر کارآفرینی فعالیت های تجاری خود را اساساً برای کسب و افزایش سود انجام می دهد. هیچ کسب و کاری بدون کسب سود کافی، نمی تواند برای مدت طولانی دوام بیاورد. یک کسب و کار نه تنها برای وجود خود بلکه برای توسعه نیز به سود نیاز دارد.

  • بقاء: هدف هر تجارت، اطمینان از ادامه حیات خود در گذر زمان است.

زنده ماندن فقط زمانی امکان پذیر است که سازمان بتواند درآمد کافی برای تأمین هزینه های خود را داشته باشد.

  • رشد: اطمینان از رشد تدریجی کسب و کار، نیروی محرکه ای قوی برای ادامه مسیر و پایداری است.

تجارت باید رشد کند و گسترش یابد تا در طولانی مدت بتواند قوی و پایدار بماند.

  • ایجاد مشتری: جذب مشتری و افزایش تقاضا، امری ضروری برای کسب سود است.

مشتری کانون توجه کلیه فعالیت‌های تجاری است. بنگاه های اقتصادی تنها زمانی می توانند رشد کنند که بتوانند سهم زیادی از بازار را به خود اختصاص دهند، به عبارتی دیگر بتوانند برای محصولات و خدمات خود مشتری جذب کنند.

  • نوآوری: نوآوری به خلق ایده ها و روش های جدید تولید اشاره دارد.

نوآوری نقش مهمی در افزایش قدرت رقابتی و تشکیل تصویری مثبت از شرکت در ذهن مشتری دارد.

  • استفاده بهینه از منابع: منابع موجود در تجارت عموماً محدود هستند، پس استفاده بهینه از آنها جزو واجبات است.
این مقاله را حتما بخوانید:  نمونه بیزینس مدل مبل فروشی (فروشگاه میز و صندلی)

هر بنگاه اقتصادی قصد دارد به بهترین وجه ممکن از منابع فیزیکی، مالی و انسانی خود استفاده کند. استفاده بهینه از منابع می تواند از طریق به‌کارگیری نیروی کار کارآمد و شایسته، استفاده کامل از تجهیزات نصب شده، به حداقل رساندن اتلاف مواد و…. انجام شود.

دومین هدف کسب و کار: اهداف اجتماعی
اهداف اجتماعی به اهدافی اشاره دارد که می خواهند به نفع جامعه محقق شوند.

اهداف عام المنفعه و اجتماعی و مدنی
اهداف عام المنفعه

اهداف اصلی اجتماعی عبارتند از:

  • تهیه محصولات باکیفیت با قیمت های مناسب

کسب و کار باید اطمینان حاصل کند که به طور منظم، محصولات مفید، باکیفیت عالی و قیمت مناسب عرضه می کند. تأمین کالاهای تقلبی، باکیفیت پایین، غیرقابل استفاده و… برای بقای تجارت مضر است. باید بدانید که مشتریان امروزی آگاه تر شده اند و قبل از خرید محصول، در گوگل سرچ می کنند و از نظر مصرف کنندگان شما باخبر می شوند.

  • اجتناب از شیوه های تجارت ناعادلانه

بنگاه های اقتصادی نباید به اقدامات ضداجتماعی و غیرمنصفانه تجاری بپردازند. این روش ها نه تنها غیرقانونی است بلکه حیثیت جامعه تجاری را نیز لکه دار می کند. بنابراین هر سازمان تجاری باید از چنین فعالیت های نامطلوبی پرهیز کند زیرا تبعاتش منفی‌اش بر تجارت دیگران نیز تأثیر می گذارد.

  • ایجاد فرصت های شغلی

هر بنگاه اقتصادی باید فرصت های شغلی کافی، بدون هیچگونه تبعیضی ایجاد کند.

  • حفاظت از محیط زیست

بنگاه های اقتصادی بایستی آگاهی خود را از محیط پیرامون خود بالا برده و از اقدامات ضد محیط زیستی پرهیز کنند. منافع اقتصادی به چه قیمتی؟!

  • خدمات اجتماعی

بسیاری از سازمان‌های تجاری بایستی در خدمات اجتماعی مختلفی مانند راه اندازی مدارس، مراکز درمانی، کمک مالی برای فعالیت‌های اجتماعی و… مشارکت داشته باشند. دنبال کردن این نوع اهداف به بهبود اعتبار و وجهه عمومی کسب و کار کمک می کند.

  • رفاه کارمندان

هیچ بیزینسی بدون کمک کارکنان خود نمی تواند موفق شود. بنابراین کسب و کار باید یکی از اهداف تجارتی خود را تأمین دستمزد عادلانه و فراهم کردن شرایط مناسب کار و زندگی برای کارکنان قرار دهد.

سومین هدف کسب و کار: اهداف درون سازمانی
به اهداف مربوط به نیازهای فردی کارکنان یک سازمان اشاره دارد.

اهداف درون سازمانی
اهداف داخل سازمانی

اهداف اصلی درون سازمانی عبارتند از:

  • ایجاد شرایط کار سالم و ایمن برای کارکنان
  • پرداخت حقوق و مزایای منصفانه و رقابتی
  • فراهم آوردن فرصت هایی برای رشد و پیشرفت شخصی کارمندان
  • تأمین امنیت شغلی با ارائه خدمات متنوع
  • ارائه انگیزه های مختلف مالی و غیرمالی
  • تشویق کارمندان به ابتکار عمل و مشارکت در تصمیم گیری ها و مدیریت

۳ هدف اصلی صاحبان کسب و کار چیست؟

۱- خلق درآمد عالی: درآمدی که از کار کردن به دست می آید… این تنها چیزی است که برخی صاحبان کسب و کار درک می کنند! باید هم به همین میزان درک داشته باشند زیرا هدف آنها این نیست که درآمد عالی از کارکردن داشته باشند بلکه فقط می خواهند خرج امرار معاش شان را در بیاورند؛ تفاوت زیادی بین این دو موضوع وجود دارد. بله تفاوت زیادی بین تأمین امرار معاش و خلق ثروت و سرمایه است.

۲- کسب درآمد غیرفعال: یک صاحب کسب و کار باید برنامه ای ویژه برای به دست آوردن درآمد، بدون حضور یا با کمترین حضور خود داشته باشد.

۳- بالا بردن ارزش کسب و کار: این هدف خیلی شگفت انگیز است و یکی از کلیدی ترین مواردی می باشد که در طول روز باید به آن توجه کنید. هیچ کس این گنجینه را به شما نمی گوید مگر اینکه در قلمرو ثروت سازی کسب و کار، آن را کشف کنید. بیشتر مردم هیچ درکی از این قضیه ندارند زیرا کمتر کسی در مورد بالا بردن ارزش کسب و کار چیزی فهمیده است. سعی کنید از هر راهی که شده، ارزش کسب و کار خود را بالا ببرید، صداقت اولین گزینه است!

آیا اهداف شما جزو این ۳ دسته قرار می گیرد؟ اگر به این فکر می کنید که زندگی بدون چالش و امنی داشته باشید، کافیست فقط راضی به شرایط شغلی خود باشید! اما در صورتی که می خواهید کسب و کارتان وسیله ای برای ایجاد درآمد غیرفعال یا ثروت تبدیل شود، از جای خود بلد شوید و تصمیمی جدی برای خلق درآمد عالی، کسب درآمد غیرفعال و بالا بردن ارزش کسب و کار خود بگیرید.

کسب و کار شغل نیست!

  • راه اندازی کسب و کار آسان نیست، بلکه تلاش بسیار زیادی را می طلبد.
  • چالش های خیلی بیشتری پیش رو دارد.
  • مشکلات، موانع و مسائل خیلی بیشتری را باید پشت سر بگذارید.
  • رئیس خودتان هستید، بنابراین مسئول رشد و سودهی کسب و کار نیز شما می باشید.
  • کسی قرار نیست به شما انگیزه بدهد، خودتان منشأ انگیزه باید باشید.
  • بایستی مجموعه ای از مهارت ها همانند استخدام و مدیریت کارمندان، روش های رشد و توسعه کسب و کار و… را کنار هم داشته باشید.
  • و…
این مقاله را حتما بخوانید:  مفهوم، اهمیت و انواع مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)

با وجود این موارد، شما تبدیل به یک کارآفرین نمی شوید بلکه صاحب کسب و کاری شده اید که می خواهد ارزش آفرینی کند. در ابتدای کار زمانی زیادی را صرف رشد و توسعه کسب و کار خود خواهید کرد اما زمانی که فعالیت ها را واگذار می کنید، به تدریج کار شما کمتر خواهد شد. روزی می رسد که با صرف ۲ ساعت کار مفید خواهید توانست سود های بالاتری هم کسب کنید.

به کسی کارآفرین می گویند که سیستم سازی کسب و کار را بلد باشد.

هدف کسب و کار و اهداف شرکت
هدف از فعالیت اقتصادی

بزرگ فکر کنید تا کسب و کاری پولساز بسازید!

یادتان باشد شما لیاقت این را دارید که ثروتمند شوید؛ اگر مشتاق هستید چنین شود، پس خودتان را آماده کنید. نمی خواهیم روی یکسری جملات انگیزشی تعصب داشته باشیم اما ما در ایران فاندر، اوایل کار گاهاً ۱۴ ساعت کار می کردیم! اگر پای صحبت یک کارآفرین یا صاحب کسب و کار موفق بنشینید، متوجه می شوید که آنها روزانه ۱ تا ۲ ساعت کار می کنند. این موضوع بلوغ سازمان شان را نشان می دهد!

اگر شما در ابتدای کارتان هستید، گاهاً باید چندین فعالیت را خودتان بر عهده بگیرید و ساعت های طولانی‌تری را کار کنید. ساعت کار کردن شما بسته به بلوغ سازمانی‌تان متفاوت است.

گفته شد که گاهاً ۱۴ ساعت کار می کردیم؛ بیایید کمی موضوع را شفاف تر کنیم: این ۱۴ ساعت کار به خاطر آن نبود که فقط از انجام دادن کارها لذت می بردیم بلکه انجام برخی کارها (حتی کسل کننده و سخت) در آن برهه زمان بسیار ضروری بود زیرا می خواستیم در آینده به موفقیت برسیم. باید بگوییم که اگر قرار بود کاری را انجام دهید که حوصله اش را داشته باشید، الان داشتید تفریح می کردید!

همیشه آنگونه که می خواهید پیش نمی رود، چرا؟ چون واقعیت کسب و کار همین است که باید کارهایی که بر عهده‌تان گرفته اید را در زمان مشخصی انجام بدهید و گاهی این یعنی باید از هر چیزی که دارید مایه بگذارید.

کسب و کار ساده است اما آسان نیست!

یعنی هیچ چیز ارزشمندی آسان به دست نمی آید اگر به دست آوردن چیزی آسان باشد، دیگر پیروزی محسوب نمی شود. در کنار شکست است که موفقیت معنی پیدا می کنید، قبول کنید که در همان اوایل راه اندازی کسب و کار تا زمانی که به آزادی زمانی و مالی برسید، چالش های فراوان وجود خواهد داشت. بهترین تصمیم این است که به مسیر خود ادامه بدهید و هر روز به مهارت های خود بیافزایید.

هر کسی به شما گفت پیروز شدن آسان است؛ یا دروغ می گوید یا قبلاً همه کارهای سخت را پشت سر گذاشته و حالا دیگر پیروز شدن برایش آسان است. همه ما می دانیم که رسیدن به یک دستاورد بزرگ چقدر ارزشمند است، اما چه کسی حاضر است که بهای آن را بپردازد؟ مهم نیست که در چه شرایطی هستید، مهم این است که اگر می خواهید با ابر قدرت های کسب و کار رقابت کنید، باید بهای آن را بپردازید.

به یاد داشته باشید که بهشت را به بها می دهند، نه به بهانه!

حال به این ۳ سوال پاسخ دهید:

  1. هدف کسب و کار شما در طول ۵ سال آینده چیست؟ می خواهید درآمد کاری شما چقدر باشد؟
  2. درآمد غیرفعالی که از کسب و کارتان به دست می آورید، چقدر خواهد بود؟
  3. ارزش کسب و کارتان چقدر خواهد بود؟ (یعنی اگر بخواهیم برای کسب و کارمان قیمتی تعیین کنیم، آن چقدر خواهد بود؟)

می توانید در هر مدرسه ای، مؤسسه ای و یا هر کشوری، دوره کسب و کار بگذرانید اما اگر آموزش های ایران فاندر را دنبال کنید، پس باید سود زیادی از یادگیری این اطلاعات ارزشمند بدست بیاورید. دوباره به رقمی که نوشته اید نگاه کنید، آیا این اعداد همان اعدادی است که واقعاً می خواهید به آن برسید؟

وقتی این اعداد را می نویسید، مطمئن می شویم که شما وارد بازی کسب و کار می شوید. باید تأکید کنیم که این بازی انرژی زیادی از شما خواهد گرفت. چه در ابتدای این بازی حضور پیدا کنید، چه در دقایق آخر بازی وارد شوید، انرژی یکسانی از شما خواهد گرفت. چون باید بهای موفقیت را بپردازید اما اینکه از اول بازی حضور داشته باشید و بخاطر تلاشی که می کنید در هر مرحله پاداش بگیرید، رضایت بخش تر و پر ارزش تر خواهد بود.

راههای افزایش سود در کسب و کار
پولسازی از کسب و کار

بیشتر مردم حتی بعضی از دوستانی که در حال مطالعه این مطلب هستند، در هر شرایطی هم که باشند، حتی حاضر نیستند به سقف خانه شان شلیک کنند. نکته کلیدی این است که اهداف و خواسته های بزرگتری انتخاب کنید تا دغدغه های بزرگتری داشته باشید. همانطور که قبلاً در مقاله رسیدن به ثروت میلیاردی به طور مفصل درباره اش صحبت کردیم. هرچقدر هدف کسب و کار و زندگی خود را بلندپروازانه تر انتخاب کنید، به نتایج بزرگتری هم دست خواهید یافت.

مسأله این نیست که اهدافتان آنقدر بلندوالا هستند که شما مشاهده‌شان نمی کنید، بلکه آنقدر پایین هستند که سرسری از کنارشان رد می شوید. دوباره به اعدادی که نوشته اید نگاه کنید و به هرکدام از آنها یک صفر اضافه نمایید. به نظرتان این صفر از کجا آمده است؟

زمانی که مارک ویکتور هنسن (Mark Victor Hansen) نویسنده آمریکایی به همراه جک کنفیلد (Jack Canfield) به تازگی نوشتن کتاب «سوپ جوجه برای روح» را به پایان رسانده بودند، هارو یکی از دوستان مارک به او می گوید که من می خواهم یک کتاب بنویسم!

  • مارک: چه تعداد از این کتاب ها را می خواهی به فروش برسانی؟
  • هارو: آیا واقعاً می‌خواهی بدانی که در رویایم چه اعدادی را می بینم؟
  • مارک: واقعاً می خواهم بدانم که چه فکر می کنی!
  • هارو: نمی دانم، اگر بتوانم صد هزار عدد از این کتاب را بفروشم عالی می شود.
  • مارک: خیلی کم توقع هستی، اینقدر کوچک فکر نکن.
  • هارو: شگفت زده شده بودم اما آنموقع فکرم از آن رقم بالاتر نمی رفت.
  • مارک: ۱۰۰ هزار؟!! می دانی من به ۱۰۰ میلیون نسخه فکر می کنم؟!
  • هارو: مارک تو این طور هستی ولی من نمی توانم الان آنقدر بلند فکر کنم، پس بیخیال می شوم.

بله مارک چنین فردی بود و هم اکنون کتاب «سوپ جوجه برای روح» به فروش ۱۰۰ میلیون نسخه ای نزدیک شده است.

به نظرتان اگر مارک گفته بود که دوست دارد صد هزار نسخه از کتاب «سوپ جوجه برای روح» به فروش برود، فکر می کنید چه اتفاقی می افتاد؟ هیچ مانعی برای بزرگ فکر کردن شما وجود ندارد الیته که قبول می کنیم هدف گذاری شما باید SMART (مشخص، قابل اندازه گیری، دست یافتنی، واقع گرایانه، مرتبط و در محدوده زمانی مشخص) باشد.

هدف کسب و کار خود را با اهداف شخصی خود پیوند بزنید!

فکر نکنید که اگر اهداف بلندپروازانه‌تری داشته باشید، نتیجه دلخواه را مطمئناً به دست می آورید. لطفاً خودتان را گول نزنید، چنین چیزی مسیر نیست! کافیست درک کنید که اگر اهداف بلند پروازانه نداشته باشید، شانس را از دست می دهید. همین!

باید به خودتان این فرصت و شانس را بدهید و از احتمالات به نفع خودتان استفاده کنید. به جای اینکه احتمالات را به حال خودش رها کنید، اهداف بزرگی داشته باشید و احتمالات را به نفع خودتان به کار ببرید. پس حتی اگر تضمینی هم وجود نداشت، این کار را انجام دهید. بزرگ فکر کردن هیچ هزینه و مانعی ندارد!

حالا بروید و یک صفر دیگر به رقم خودتان اضافه کنید و سپس به خوبی به آن نگاه کنید و نفس عمیقی بکشید و اعداد را به عمق وجودتان فرو ببرید.

از جای خود بلند شوید و محکم بایستید تا فضای بهتری برایتان ایجاد شود و دست‌تان را روی قلب تان بگذارید. این حالتی است که ارتعاش و انرژی بالایی ایجاد می کند و برای کائنات فرستاده می شود. این حالت ساختار سلولی آن چیزی که در درون‌تان است را تغییر می دهد و البته که این انرژی برای کل دنیا و کائنات فرستاده می شود و باز به سمت خودتان باز می گردد.

بایستید و دستتان را روی قلب‌تان بگذارید و با خودتان تکرار کنید: من درآمد کاری فوق العاده ای کسب می کنم. من درآمد غیرفعال کلانی خلق نمی کنم. من ارزش و بهای شرکتم را بالا می برم. روزانه این جملات را با خودتان تکرار کنید، اجازه بدهید تا ناخودآگاه شما بپذیرد که آمده است به اعداد و ارقام بزرگی برسد.

راستی هدف کسب و کار شما چیست؟

چقدر این مطلب برای شما مفید بود؟

میانگین امتیاز ۵ / ۵٫ تعداد آرا: ۲

اولین نفری باشید که امتیاز می دهید

تیم تولید محتوا

این مطلب توسط تیم تولید محتوای ایران فاندر تهیه شده است. ما در تلاش برای توسعه وب فارسی هستیم تا بهترین مقالات در هر زمینه ای را برای وبسایت ها تهیه کنیم. کیفیت محتوای این صفحه توسط متخصصین و کارشناسان ما بررسی و تایید شده است.

سفارش تولید محتوا
اینستاگرام سایت ایران فاندر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.