بر اساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد، تفکر خلاقه یکی از مهارت های اصلی مورد نیاز در مشاغل آینده است و هم اکنون اندیشمندان و متفکران خلاق، خواهان زیادی در بازار کار دارند! اینکه بتوانید ذهن خود را طوری آموزش دهید که خلاقانه فکر کند، به شما کمک می کند از راه های جدیدی نوآوری کرده و مسائل را حل نمایید. به عنوان بخشی از یک نظرسنجی از گروهی از مدیرعاملان سوال شد که شما چه مهارتی را بیشتر از همه در کارمندان خود ارزیابی می کنید؟ آنها گفتند: خلاقیت، توانایی حل مشکلات، ارائه راه حل های جدید و استفاده از قوه ادراک برای کشف مسائل!
تفکر خلاق چیست و چرا اینقدر مهم است؟
تفکر خلاق (به انگلیسی: Creative thinking) فرآیند پرورش تخیل است که به شما اجازه می دهد خارج از یک محدوده فکر کنید. این نوع تفکر، یک شیوه متفاوت از نگرش نسبت به دنیا است؛ دیدن دنیا از دریچهای که هیچ فرد دیگری تا به حال از آن دریچه به دنیا نگاه نکرده است! برای داشتن چنین نگرشی لازم است علاوه بر پرورش قوه تخیل، به اندازه کافی انگیزه و امید داشته باشیم.
خلاقیت همیشه به این معنی نیست که کارهای بزرگی انجام دهیم و چیزی خلق کنیم! بلکه همینکه در تصمیم گیری ها و اقدامات کوچک، یک تصمیم هوشمندانه گرفته و تأثیر مثبت آنها را شاهد باشیم، متفکرانه و خلاقانه فکر کرده ایم.
همه ما به این موضوع تأکید داریم که دنیا در حال تغییر و پیشرفت سریع است و برای سازگاری خودمان با این تغییرات و استفاده از فرصت ها، باید مهارت هایی را در خود پرورش دهیم که باعث شود در مواجهه با چالش های جدید، آماده باشیم و راه حل هایی برای آنها پیدا کنیم که خارج از چارچوب معمول و ابتکارانه باشد.
امروزه بالفعل کردن پتانسیل خود و استفاده از آن برای غلبه بر موانع و مشکلات روزمره و توانایی تفکر مبتکرانه در محیط های دیجیتال و غیر دیجیتال به یک ویژگی جدانشدنی در افراد موفق تبدیل شده است. متفکران خلاق ویژگی های خاصی دارند که از جمله آنها می توان به این ویژگی ها اشاره کرد:
- راحت ارتباط برقرار می کنند و عملکرد تیمی خوبی دارند.
- آنها با ذهن باز می اندیشید، در نتیجه فرد شادتری بوده و آماده پذیرش شگفتی های مهیج زندگی می باشند.
- استرس و آدرنالین جزو جدایی ناپذیر وجود آنها می باشد.
- ریسک پذیر و آماده رویارویی با چالش ها می باشند.
- انعطاف پذیر بوده و قادرند با تغییرات سازگار شده و خارج از عرف و روش های سنتی فکر کنند.
تفکر نقادانه (Critical Thinking) چیست؟
ذهن باز ذهنی است که از انتقاد و ارزیابی شدن واهمه ای ندارد! افرادی که ذهن باز دارند، با آموختن از موفقیت ها و شکست های خود، می توانند به رشد و پیشرفت افزون تری دست یابند. آنها با استفاده از تفکر نقادانه، در نحوه مواجهه با چالش ها و چگونگی پاسخ دادن به آنها، به موفقیت های بزرگی دست پیدا می کنند.
تفکر نقادانه توانایی دارد که سوالات درست بپرسد و داده های مربوط را گردآوری کند. سپس با خلاقیت آنها را دستهبندی کرده و با منطق استدلال کند؛ و سرانجام به یک نتیجه قابل اعتماد درباره حل مسئله برسد.

فرق بین تفکر انتقادی و تفکر خلاق چیست؟
تفکرخلاق موجب تولد ایده های بکر و ناب می شود ولی تفکر انتقادی باعث می شود مجموعه ای از ایده ها و راحل ها مورد سنجش قرار گرفته و از میان آنها بهترین مورد انتخاب شده و تصمیم نهایی گرفته شود.
۸ دلیل اهمیت تفکر خلاق
۱- با این تفکر نه تنها به زندگی خودتان بلکه به زندگی دیگران نیز ارزش می بخشید. با جامه عمل پوشاندن به افکار زیبای خود، خودتان را در دنیایی که در آن زندگی می کنید، برجسته می سازید.
۲- تفکرخلاق به شما کمک می کند تا اعتماد به نفس بیشتری داشته و متکی به خودتان باشید. شما می توانید به تنهایی و مستقلاً فکر کنید، بدون اینکه دیگران شما تایید یا رد کنند.
۳- با تفکر خلاقانه، خود واقعی تان را پیدا می کنید. شما بدون نگرانی در مورد قضاوت دیگران، آنچه که هستید را قبول می کنید.
۴- اندیشیدن با ذهن باز به شما دلیل می دهد که با انگیزه لازم، هر روز صبح بیدار شوید و شروع به کاوش ایده ها و افکار جدید خود کنید. این جریان باعث می شود زندگی شما ارزش بالاتری داشته باشد.
۵- این نوع تفکر می تواند استعدادهای نهفته ای که قبلاً به آنها توجه نکرده اید را شکوفا سازد. به جای غر زدن و گله و شکایت از مشکلات، به شما کمک می کند فرصت های جدیدی را کشف کنید که قبلاً از آنها آگاه نبوده اید.
۶- تفکر خارج از چارچوب باعث می شود در تمام مراحل زندگی خود احساس رضایت کنید. شما هرگز احساس نمی کنید که به بنبست رسیده اید، در عوض همیشه آماده کشف چالش های جدید هستید. شما توانایی دیدن چیزهایی را دارید که دیگران قادر به دیدن آنها نیستند.
۷- خلاق بودن به شما کمک می کند احساسات خود را بروز دهید! این کار به شما اجازه می دهد تبدیل به کسی شوید که می خواهید باشید.
۸- هر چه با تفکر خلاقانه تجربه بیشتری کسب کنید، تسلط بر موقعیت های دشواری که ممکن است در زندگی با آن روبرو شوید؛ آسان تر می شود.
۶ روش استفاده از خلاقیت در زندگی روزمره
خلاقیت یک سبک زندگی است! افراد موفق متفکران خلاق بزرگی هستند که خلاقیت به جزء جدایی ناپذیر زندگی شان تبدیل شده است. آنها آنقدر ایده دارند که مغزشان سوت می کشد؛ از این رو ایده های خود را برای اجرا اولویت بندی می کنند.
به کارگیری خلاقیت در زندگی روزانه، شما را به سمت موفقیت بزرگی در آینده رهنمون می سازد. شما باید قدرت گسترش تخیل خود را داشته باشید و از حداکثر توانایی های خود استفاده کنید. به زبان ساده تر باید سقف ذهنی خود را بشکنید.
روش استفاده از تفکر خلاق در زندگی روزمره عبارتند از:
۱- ریسک پذیری (Risk Taking): ماجراجو بودن و آماده بودن برای چالش های زندگی، شما را یک قدم به سمت خلاقیت سوق می دهد.
۲- بازی کردن (Playing): گاهی اوقات بازی کردن و شاد بودن در همهمه ای از مشکلات، این فرصت را برای شما می دهد که مشکل مورد نظر را متناسب با آنچه که نیاز دارید، دستکاری کرده و تغییر دهید.
۳- مرتب پرسیدن چرا (Regularly asking Why): کنجکاو و فضول بودن و تمایل به پرسیدن چرایی های مداوم، درها و امکانات بی شماری را به روی شما باز می کند.
۴- تولید ایده های زیاد (Generating large quantity of ideas): با تولید تعداد زیادی ایده می توان پاسخی هوشمندانه، منحصر به فرد و غیر منتظره کشف کرد.
۵- رویاپردازی (Day Dreaming): رویا پردازی باعث می شود افق دید خود را گسترش داده و راه های جدیدی را جستجو کنید.
۶- خواندن (Reading): رفتن به کتابخانه و ساعت ها وقت خود را صرف مطالعه کردن، می تواند تخیل شما را پرورش دهد.
تکنیک ۶ کلاه تفکر ادوارد دوبونو
کلاه های تفکر (به انگلیسی: Thinking Hats) سیستمی است که توسط آقای ادوارد دوبونو مبدع نظریه تفکر جانبی به عنوان رویکردی برای ارتقای تفکر خلاق طراحی شده است. تکنیک کلاه تفکر ابزاری است که برای تقویت تفکر واقعی به کار می رود تا این فرآیند را سازنده تر و متمرکز تر سازد.
تفکر جانبی (به انگلیسی: Lateral thinking) یکی از انواع تفکرخلاق است که به ما این امکان را می دهد تا به شکلی متفاوت به مسائل نگاه کنیم و به شیوه ای متفاوت از آنچه معمولاً مورد استفاده قرار می گیرد، آنها را حل کنیم.
کلاه های تفکر، سبک فکری را به ۶ نقش مختلف تقسیم می کند و برای هر نقش نیز یک کلاه با رنگی خاص در نظر می گیرد که به صورت سمبولیک و نمادین می باشد. در حقیقت رنگ هر یک از این کلاه ها نشان دهنده طرز فکر و نگرش متفاوتی می باشد.
شما می توانید با گذاشتن یک کلاه و سپس جایگزینی آن با کلاهی دیگر، سعی کنید به افرادی که به صورت تیمی کار می کنند کمک نمایید تا به صورت تکی نیاندیشند و با وسیع کردن دامنه تفکرشان، به راه های خلاقانه دست یابند و از آنها در تصمیمات و حل مسائل بهره بگیرند.

اگر ۶ کلاه زیر با هم ترکیب شوند، به ذهن شما اجازه می دهد تا خلاقانه فکر کند:
۱- کلاه سفید (White Hat): مربوط به واقعیتها، اطلاعات و ارقام ملموس میشود.
- سفید، رنگی خنثی و منفعل است.
کسی که کلاه سفید بر سر گذاشته، بدون هیچ قضاوتی، واقعیات را بی طرفانه و بدون احساس و عواطف بیان می کند و به تحلیل ها و تفاسیر کاری ندارد.
۲- کلاه زرد (Yellow Hat): تفکر سازنده مثبت را نمایندگی میکند.
- زرد نشانه آفتاب و مثبت است.
کسی که کلاه زرد بر سر گذاشته، همیشه بر ابعاد مثبت موضوع و محاسن و مزایای آن تمرکز دارد.
۳- کلاه قرمز (Red Hat): بلعکس کلاه سفید، متکی بر احساسات است.
- رنگ قرمز نشانه خشم، شور و هیجان است.
کسی که کلاه قرمز بر سر گذاشته، با ارائه احساساتش، درباره موضوع بحث و تبادل نظر می کنند.
۴- کلاه آبی (Blue Hat): این کلاه روی تفکر متمرکز بوده و کنترل کننده و سازمان دهنده اندیشه ها است.
- رنگ آبی نشانه دانش، آرامش، قدرت و جدیت است.
کسی که کلاه آبی بر سر گذاشته، با ارزیابی نظرات سایر کلاه ها و سازمان دهی آنها، دیگر روی یک «موضوع» نمی اندیشد بلکه به «تفکرِ درباره یک موضوع» می اندیشد.
۵- کلاه سبز (Green Hat): سمبل تفکر خلاق و تفکر جانبی است.
- رنگ سبز نشانه رویش و باروری است.
کسی که کلاه سبز بر سر گذاشته، با بیان ایده ها و راه حل های جدید و خلاقانه از نظرات تکراری و سنتی گریزان بوده و از نظرات نو و متفاوت استقبال می کنند. همچنین او علاقمند به تغییر، بررسی گزینه های دیگر، تولید ایده ها و راه حل های جدید است.
۶- کلاه سیاه (Black Hat): بهطور خاص واقع بین و محتاط است و روی نظرات منطقیِ منفی تاکید دارد.
- رنگ سیاه نشانه منفینگری و افسردگی است.
کسی که کلاه سیاه بر سر گذاشته، با بیان عدم موفقیت ها فقط بر جنبه های منفی موضوع تمرکز داشته و عدم سنخیت آن را با تجربه ها و دانش موجود بیان می کند. کلاه سیاه معمولاً صدای شیطان (devil’s voice) نامیده می شود.
نحوه استفاده از کلاه ها در مواجهه با مسائل
برای شروع این دو سوال را از خود بپرسید: دقیقا موضوع مورد بحث چیست؟ هدف نهایی چیست؟
حال ابتدا می توانید با گذاشتن کلاه قرمز، احساسات خود را نسبت به آن موضوع بیان کنید و از خود بپرسید چه کسی ممکن است تحت تأثیر این موضوع قرار گیرد.
سپس با گذاشتن کلاه زرد و بعدا با گذاشتن کلاه سبز، مفاهیم و راه حل های جدید را ابداع و مشخص کنید.
بعد با استفاده از تفکرات کلاه آبی افکار کلاهها را جمعبندی کنید.
نهایتاً می توانید بین کلاه سفید و کلاه سیاه یکی را انتخاب کنید و با استفاده از داده هایی که جمع بندی کرده اید و اطلاعاتی که از قبل می دانید، راه حل خود را تأیید کنید.
نابودی ۸ دشمن تفکر خلاق
تفکر خلاقه اشتیاق شما را تحت فشار قرار می دهد و به شما امکان می دهد عاشق خودتان باشید و فراتر از محدودیت ها زندگی کنید. با این حال گاهی اوقات در زندگی موقعیت هایی اتفاق می افتد که آزادی شما را محدود می کند. این شما هستید که می توانید این دیوارها را بشکنید و به نهایت پتانسیل خودتان برسید.
۸ دشمن تفکر خلاق را بشناسید و به جنگ با آنها بروید تا خلاقیت تان شکوفا شود:
- شکایت از مشکلات و شرایط
در مورد مشکلی غر نزنید بلکه سعی کنید فرصت هایی را کشف کنید که در اعماق مشکلات پنهان شده اند.
- نگران قضاوت دیگران
وقت خود را با نگرانی در مورد قضاوت های دیگران تلف نکنید. از آنچه هستید خوشحال باشید و از نشان دادن آن نترسید.
- ماندن در منطقه امن خود
زندگی با نهایت پتانسیل خودتان آسان نیست اما مطمئن شوید که فرصت استفاده از آن را به خود می دهید! راه ساده را انتخاب نکنید زیرا هرگز نخواهید فهمید چه چیزهای بزرگی را از دست می دهید!
- طبق تعلیمات مدرسه پیش رفتن
جامعه ربات می خواهد و ترجیح می دهد شما زحمت فکر کردن را به خودتان ندهید. مدارس طوری برنامه ریزی شده اند که به جامعه کمک می کنند تا ظرفیت جوانان را محدود کند. لطفا به دام مدرسه نیفتید. به ذهن خود اجازه دهید مکان های جدید و تازه ای را کشف کند که قبلاً هرگز فرصتی برای کشف آنها پیدا نکرده است.
- عملیاتی نکردن ایده ها
به جای پذیرش چیزهایی که می دانید، چیزی را خلق کنید که قبلاً ایجاد نشده است. به خلاقیت خود مجال ابراز بدهید تا در زندگی و حرفه خود شکوفا شوید.
اگر ایده ای دارید، به خود یک ماه فرصت دهید تا آن را اجرایی کنید. چنانچه برای اجرایی کردن آن قدمی بر نمی دارید، خواهشا علنی کنید تا یک فرد عملگرا آن را اجرایی کند. اگر یک ایده به مدت زیادی در ذهن شما بماند، می گندد!
- خودخواه بودن
انعطاف پذیر باشید و روی آنچه درست است تمرکز کنید. خودخواه نباشید تا فرصت تغییر طرز فکر و داشتن ذهن بازتر را به خود بدهید!
- بس بودن یادگیری
هیچوقت نباید از یادگیری دست کشید! آموزش پذیری و هوشمندانه فکر کردن، هدف اصلی شان تولید ایده های خفن نیست، بلکه توانایی تشخیص ارزش ایده و محقق ساختن آن، هدف اصلی است. همیشه به دنبال جواب باشید و آنچه را می دانید به واقعیت تبدیل کنید!
- پیروی از اعتقادات و تصورات خاص
به طور طبیعی در زندگی روزمره شما مرزهای خاصی وجود دارد که قبلاً در ذهن شما چپانده شده اند. تصور نکنید که آنها همیشه آنجا خواهند بود، پس تلاش کنید از دست آنها خلاص شده و برای ایجاد دنیایی جدید و بهتر تلاش کنید!
سعی کنید ۸ دشمن بالا را شکست دهید تا ذهن شما آزاد شود. هدف این جنگ، برای پرورش استعدادهای پنهان است که ما را به موفقیتی پایدار سوق می دهد!
همدلی خلاقیت را تکثیر می کند!
تیپ شخصیتی خود، همکاران و کارمندان تان را بشناسید تا بتوانید با آنها همدل شده و خلاقیت را تکثیر کنید! تمام تیپ های شخصیتی توانایی این را دارند که افراد شگفت انگیزی باشند و موفقیت را به سبک خودشان به سرانجام برسانند! بعضی از تیپ های شخصیتی وقتی در مقابل جمعیت قرار بگیرند رشد می کنند اما برای برخی، حضور در جمع بدترین کابوس است.
شما می توانید با شناخت تیپ شخصیتی خود و همکاران تان، خلاقیت را در تیم خود تکثیر کنید. روش های خاصی که تیم تان می تواند با آنها پیشرفت کند را یاد بگیرید و به خوبی درک کنید. برای شناخت تیپ شخصیتی خود و کارمندان تان، از تست DISC استفاده کنید. کافیست درباره آن در گوگل سرچ کنید؛ سایت هایی هستند که تست های آنلاینی در این زمینه دارند.
خلاقیت گاهی اوقات یه چیز پیچیده نیست بلکه گاهی اوقات میشه به موضوعات از دید ساده تری نگاه کرد و یه خلاقیت جدیدی به کار گرفت. مثلا تو سایت هایی مثل فوربز و دانشگاه کسب و کارو… خوندم که خلاقیت اصلااا چیز پیچیده ای نیست