۱۰ خصوصیت بهترین مدیر ها که خیلی از مدیران ندارند!

بهترین مدیر

آیا شما هم رئیس خود را خودنما و متکبر فرض می کنید که سخت کوشی شما را نادیده می گیرد. یک کمال گرای وسواسی که مجبورتان می کند، هر کاری را که قبلاً انجام داده اید؛ دوباره انجام دهید. آیا می توانید نحوه مدیریت آنها را تغییر دهید؟ قطعا خیر؛ اما می توانید به خودتان قول دهید که هنگام مسئولیت و رئیس شدن اشتباهات آنها را تکرار نمی کنید! راستی به نظر شما برخی افراد چه ویژگی های برتری دارند که به عنوان بهترین مدیر شناخته می شوند؟

بهتر است بدانید یافتن، نگهداری و توسعه افراد بزرگ اندیش آسان نیست، اما یافتن، نگهداری و توسعه مدیران عالی، خیلی دشوارتر از آن است. در ادامه مطلب با ما همراه باشید تا با ۱۰ ویژگی متمایز کننده یک مدیر خوب آشنا شوید.

مقدمه ای درباره بهترین مدیر

همه کارمندان دوست دارند یک رئیس خوب داشته باشند که با جان و دل برایش کار کنند و عاشقش باشند. بهتر است بدانید که موفق ترین اشخاصی که بر کرسی ریاست نشسته اند، رئیس نیستند بلکه رهبر و مدیر می باشند و با آدم های دور و برشان، انگیزه می گیرند و نه صرفاً با القاب و عناوین شان! آنها این حس را در کارمندانشان ایجاد می کنند که برای رئیس شان کار نمی کنند بلکه کنار رئیس شان کار می کنند. تفاوت این دو از زمین تا آسمان است ولی متأسفانه خیلی از رؤسا تفاوت بین آن دو را درک نمی کنند.

کاملاً روشن و بدیهی است که سرنوشت هر سازمان را مدیران آن سازمان تعیین می کنند. در هر سازمان، هر چند امکانات فراوان و کارکنان لایق و کاردانی وجود داشته باشد ولی بدون مدیریت صحیح، علاوه بر اینکه از استعدادها و سرمایه ها استفاده صحیح نمی شود، چه بسا امکانات و استعدادها تبدیل به نیرویی مخرب برای سازمان می گردد.

یک مدیر کاردان می تواند سرمایه های اندک سازمان را افزایش دهد، استعدادهای خفته را بیدار کند و همه افراد را در یک جهت مشخص هدایت نماید. در چنین سازمانی همه افراد راه و مقصد را به خوبی می شناسند و برای رسیدن به هدف، دنبال رهبر و مدیر خود حرکت می کنند.

مدیران موفق
مدیران موفق

بهترین مدیر ها کسانی هستند که با خود رقابت می کنند و می توانند یک شرکت را از پایه خوب به عالی تبدیل کنند و این روند را به طور مداوم تکرار نمایند. آنها افرادی هستند که پیوسته کارمندان خود را به سمت بهتر و متعهد شدن سوق می دهند و آنها را قادر می سازند تا در برابر تغییرات آینده آمادگی و مهارت های لازم را کسب نمایند. آنها کسانی هستند که شامه خوبی برای انتخاب افراد مناسب برای انجام کاری دارند و به اندازه ای خویشتن دار می باشند که در طول مدت انجام کار، در کار نیروی انتخابی خود دخالت نمی کنند.

رهبران واقعی به جای تحت فشار قرار دادن کارمندان، از ایده های هوشمندانه، بیانات صریح و خلاقیت حمایت می کنند. آنها به جای ترفیع دادن به کارمندانی که فقط با گفته هایشان موافق هستند و هیچ نظری ندارند، به کارمندانی پاداش می دهند که حقیقتاً لیاقت و شایستگی قدردانی را دارند.

داشتن یک مدیر خوب مانند نفس کشیدن ضروری است و اگر مدیران را بهتر کنیم انگار نفس تازه ای به روح سازمان دمیده ایم!

یک مدیر خوب کیست؟

مدیر شخصی است که پاسخگوی مدیریت شرکت است و این کار نیاز به یادگیری مهارت های جدید مدیریت پروژه و بر عهده گرفتن مسئولیت های مختلف مدیر پروژه دارد. همانطور که مارک گرابن (Mark Graban) در مقالات خود گفته: مدیران بد، فقط دستور می دهند. آنها به کارمندان می گویند که چه کار کنند بدون اینکه هیچ توضیحی در مورد نحوه انجام کار بدهند.

این مقاله را حتما بخوانید:  118 مدل از انواع کوچینگ (کامل ترین لیست)

یک مدیر بد باعث می شود شما کار کنید، یک مدیر خوب به شما اجازه می دهد کار کنید.

یک مدیر خوب ویژگی های رهبری، راهنمایی و مشاوره، سفیرگری را دارد. یک مدیر خوب با نحوه مدیریت خود، دیده می شود. اگر یک شرکت موفق باشد، به این معنی است که مدیریت خوبی دارد و توسط یک مدیر خوب مدیریت می شود. یک مدیر، وقت و پول را مدیریت می کند. آنها دروازه بانانی هستند که سازمانی را از جایی که هستند به مکانی که می خواهند می رسانند.

یک مدیر باید یک رهبر باشد، در حالی که یک رهبر لزوماً یک مدیر نیست. یک رهبر صرفاً یک شخصیت کاریزماتیک است که رهبری می کند و مردم را تحریک کند می کند تا از آنها دنباله روی و پیروی کند. رهبری زیرمجموعه مدیریت است. یک مدیر خوب باید آن مهارت هایی از رهبری را داشته باشد که همه را ترغیب کند بیشتر کار کنند و پروژه را پیش ببرند.

۱۰ ویژگی برتر بهترین مدیر

۱- صداقت (Honesty)

بدون صداقت، هیچ اعتمادی وجود ندارد! فکر می کنید بدون اعتماد، چه چیزی می تواند وجود داشته باشد؟ ارتباط صادقانه به یافتن موانع کمک کرده، جهت مشخصی را فراهم و به کارمندان اجازه می دهد تا اعتماد بهتری به رهبر و شرکت خود داشته باشند. یکپارچگی باید همراه با صداقت باشد، زیرا این دو ویژگی دست به دست هم می دهند و مکمل هم می باشند.

۲- توانایی دادن مشاوره به کارکنان و تأمین منابع (The ability to mentor staff and provide resources)

مدیران تلاش می کنند کارمندانی را استخدام کنند که در پست فعلی خود، از قبل مهارت داشته باشند. به ندرت یک مدیر به کارکنان خود نحوه انجام کار را می آموزد، آنها وظیفه دارند کارمندان را با شرکت و فرهنگ آن همسو کنند. مدیرانی که مربی خوبی نیز هستند، بر روی توسعه افراد نیز کار می کنند و بر روی انجام کار متمرکز هستند. آنها اطمینان حاصل می کنند که جلسات منظم خصوصی با هر یک از اعضای تیم دارند و آنها را تشویق می کنند تا به جای تمرکز مداوم بر انجام کار، راه حل هایی را نیز برای مشکلات موجود ارائه دهند.

هنگامی که یک مدیر برای اجرای موفقیت آمیز نقش کارکنان، نقش یک کوچینگ را ایفا می کند؛ کارکنان بسیار تواناتر شده، در صورت لزوم تمایل بیشتری به کمک گرفتن دارند و بهتر می توانند خطاها و مشکلات را تشخیص داده و تصحیح کنند. در این صورت مدیران مجبور نیستند خودشان مسائل را کشف و به تنهایی حل کنند.

۳- توانایی ایجاد انگیزه (The ability to motivate)

برای یک مدیر مهم است که بتواند نه تنها به تیم ها انگیزه دهد تا به نتیجه مثبتی برسند بلکه بتواند به فرد به فرد تیم نیز انگیزه دهد. این بدان معناست که بهترین مدیر باید به آنچه که ممکن است مورد علاقه کارکنان شان باشد، گوش فرا داده، به طور موثر نقاط قوت آنها را شناسایی کرده و از آنها استفاده کند و در شناسایی فرصت های رشد، کنارشان باشد.

۴- داشتن هوش هیجانی بالا (A high EQ)

در محل کار دائماً در حال تغییر امروزی، داشتن هوش هیجانی (EQ) بالا مهمترین ویژگی یک مدیر خوب و موفق است. مدیران باید بتوانند بین باورهای شخصی خود و افکار و عقاید دیگران تفاوت و تمایز قائل شوند. داشتن هوش هیجانی بالا زمانی ایده آل است که کارکنانی با شخصیت های مختلف را هدایت و در آنها ایجاد انگیزه نمایید.

این مقاله را حتما بخوانید:  مدیریت اختلاف چیست؟ 4 نوع درگیری در محیط کار + 10 راه حل

۵- اعتماد (Trust)

کارمندان برای دستیابی به منافع خود و صد البته منافع شرکت، باید به مدیر خود اعتماد کنند. مدیران هم باید به کارمندان خود اعتماد کنند تا مستقل شده و خودشان برای انجام کاری تصمیم بگیرند. نگران نباشید، فردی که مستقل شده قطعا درک می کند که در صورت عدم اطمینان، باید سوال نماید.

۶- تمایل به ارائه بازخورد باز و صادقانه (The willingness to deliver open and honest feedback)

با اینکه مجموعه ایران فاندر برخورد احساسی در کسب و کار را مانع بیشرفت می داند اما باید ارزش هایی وجود داشته باشد که حقوق اساسی کارمندان را زیر سوال نبرد. همه ما نقاط ضعف و جای رشد داریم اما بسیاری هرگز این مسئله را تشخیص نخواهند داد مگر اینکه شخص دیگری به آنها بگوید. خیلی اوقات، برخی مدیران وقتی ترس از آسیب رساندن به احساسات دیگران را می بینند، سکوت می کنند.

مدیر موفق شخصی است که در بهترین جایگاه برای دیدن و صحبت در مورد نقاط ضعف کارمندان می باشد. نبایستی کارمندان نقاط قوت را به رخ هم دیگر بکشند و در جمع، نقاط ضعف یکدیگر را بگویند. همیشه بهترین کار این است که مدیران این اطلاعات را به تنهایی با خود کارمند مورد نظر به اشتراک بگذارند تا آنها فرصت رشد داشته باشند. فرقی هم نمی کند این بازخورد در هنگام موفقیت یا هنگامی که کاری را خراب کرده اند باشد، فقط باید در زمان و مکان مناسب اجرایی شود.

۷- توانایی الهام بخشیدن (The ability to inspire)

بهترین مدیر کسی است که به کارمندان خود القا می کند در حوزه خودشان بهترین باشند. مدیران باید بتوانند بهترین ویژگی های کارمندان خود را شناسایی کرده و آنها را تبدیل به نقاط قوت کنند. علاوه بر این، مدیران موفق باید فرصت های رشد را مشخص کنند، آنها را به روشی سازنده به اشتراک بگذارند و به تدوین برنامه ای برای بهبود آنها اقدام نمایند.

پرورش تفکر نوآورانه و توانمندسازی تیم ها برای تصمیم گیری بهتر و کسب تجربه از شکست ها و موفقیت ها، نمونه ای از الهام بخش بودن مدیر است. آنها افراد را به طور کامل مدیریت نمی کنند بلکه ایده ها و رویکردهای ابتکاری را تشویق کرده و فقط در اجرای آنها کمک می کنند.

۸- خودآگاهی (Self-awareness)

مهمترین مهارتی که امروزه یک رهبر می تواند داشته باشد، خودآگاهی است. شاید ساده به نظر برسد، اما فقط به این دلیل که شخصی مقامی دارد، بدین معنی نیست که او به طور شهودی و غریزی می داند چگونه مردم را هدایت کند. مدیریت و رهبری مستلزم یادگیری و درک این نکته است که انگیزه کارمندان می تواند متفاوت باشد و آنچه شخصاً یکی را هدایت می کند ممکن است دیگری را تحریک نکند. مثلاً یک مدیر ممکن است تصدیق عمومی را دوست داشته باشد، بنابراین در یک جمع عمومی با حضور تعداد زیادی از افراد حاضر، به کارمندان خود پاداش دهد. ولی شاید افرادی در این تیم حضور دارند که روش بسیار متفاوتی را ترجیح می دهند مثلا یک اس ام اس تقدیر و تشکر از طرف مدیر! رهبران باید به یاد داشته باشند که انگیزه هر کسی متفاوت است.

۹- تمایل به یادگیری آنچه کارکنان نیاز دارند (The willingness to learn what employees need)

این مقاله را حتما بخوانید:  چرا و چگونه بهره وری کارکنان را افزایش دهیم؟ (توضیح قدم‌به‌قدم)

همه ما دو نوع نیاز عملی و شخصی داریم. نیازهای عملی ما راهی برای ردیابی پیشرفت و توافق بر روی سطح عملکرد است، در حالی که نیازهای شخصی ما احساس ارزشمندی، مشارکت و پشتیبانی است. هر مدیری که این موضوع را درک کند و به نیازهای هر کارمند توجه نماید، یک مدیر خارق العاده خواهد بود.

۱۰- شفقت و همدردی (Compassion)

بهترین مدیر ها چه هنگام موفقیت و چه هنگام ارتکاب اشتباهی از سوی کارمندان، دلسوز هستند. آنها می دانند که نباید ترحم کنند و با مظلوم نمایی مخالف هستند و سعی می کنند با درک شرایط و دیدگاه کاملا منطقی، کارمندان را دعوت به استقامت و تلاش دوچندان کنند. آنها می توانند احساساتی را که در اطرافشان جریان دارد حس کنند. آنها درک می کنند که خواسته های کارمندان فراتر از خواسته های سازمان است. در آنها این آگاهی وجود دارد که هر کارمند چندین نقش را در داخل و خارج از سازمان بر عهده دارد و متوجه می شوند که هر گونه تعامل با کارمندان می تواند بر روابط کاری تأثیر بگذارد. مدیران برتر درک می کنند که با حفظ سطح بالایی از عطوفت، هنوز هم می توان مدیریت بهتر داشت.

و اما حرف آخر

سالانه هزاران دلار و همچنین وقت زیادی برای آموزش کارمندان هزینه می شود اما تعیین ارزش آن همیشه آسان نیست! اگر مدیرعامل یک شرکت هستید، قبل از اینکه شروع به برنامه ریزی آموزشی برای مدیران خود کنید، مهم است که بدانید آنها قبلاً چگونه کار می کردند و کجا نیاز به پشتیبانی دارند؟ برای درک اینکه بدانید مدیران کجا برتری دارند و کجا جای پیشرفت، انجام یک تحقیق در مورد کار مدیر و میزان اثربخشی آن می تواند مفید باشد. مدیران می توانند ببینند که عملکردشان در کجاها عالی بوده و برای بهبود در چه زمینه هایی باید تمرکز کنند.

بهترین مدیر و رهبر
رهبر کسب و کار

پرورش خصوصیاتی همانند ۱۰ ویژگی فوق در خودتان می تواند به تقویت مهارت های رهبری شما کمک کرده و کارکنان شما را به انجام بهترین کارشان ترغیب کند. این کار باعث می شود نیروی کار شادتر و در نهایت یک تجارت موفق تر باشد و در نتیجه همه برنده شوند.

مدیر عامل یک شرکت بزرگ، الزاماً قرار نیست جزئیات عملیاتی را بشناسد. او همین که کلیات واحدها و شیوه تعامل با آنها و شاخص های سنجش عملکرد آنها را درک کند، تا حدی از عهده وظایف ریاست برخواهد آمد. اما در شرکت های کوچک، بهترین مدیر ها نمی توانند از درگیر شدن در جزئیات عملیاتی فرار کنند. آنها باید اداره بیمه و دارایی را بشناسند، باید مدیریت منابع انسانی را بفهمند و با بازاریابی آشنا باشند. البته آنها قرار نیست به این حوزه ها عمیقاً مسلط باشند اما آشنایی با اصول و مبانی، اجتناب ناپذیر است!

نکته طلایی: مدیریت یک شرکت بزرگ، از مدیریت یک شرکت کوچک آسان تر است! مدیر عامل یک شرکت چند هزار نفری، ممکن است ظرف چند ماه یک شرکت ۵ نفری را به ورشکستگی برساند!

بهترین مدیر یا رئیسی که تاکنون برای او کار کرده اید کیست و چه مشخصه هایی داشت؟ لطفاً نظرات خود را در بخش نظرات به اشتراک بگذارید زیرا ما به همان اندازه از شما می آموزیم که شما از ما.

منبع: insperity.com و cultureamp.com و irfoundr.com

چقدر این مطلب برای شما مفید بود؟

میانگین امتیاز ۳٫۳ / ۵٫ تعداد آرا: ۱۳

اولین نفری باشید که امتیاز می دهید

تیم تولید محتوا

این مطلب توسط تیم تولید محتوای ایران فاندر تهیه شده است. ما در تلاش برای توسعه وب فارسی هستیم تا بهترین مقالات در هر زمینه ای را برای وبسایت ها تهیه کنیم. کیفیت محتوای این صفحه توسط متخصصین و کارشناسان ما بررسی و تایید شده است.

سفارش تولید محتوا
اینستاگرام سایت ایران فاندر

3 دیدگاه برای “۱۰ خصوصیت بهترین مدیر ها که خیلی از مدیران ندارند!

  1. محمدیاسین احدیان گفته:

    سلام.امیدوارم مقالاتتون به همین خوبی ادامه بدید. یه سایتی هم من دیدم به نام هدف سنج که دیدگاه جدیدی درباره مدیریت تیم و ویژگی افراد موفق ارائه میده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *