بیوگرافی سعید حسینی بنیان گذار لیون کامپیوتر و دیلباب

سعید حسینی

بیوگرافی نوعی سبک در ادبیات است که هدفش شرح و توصیف بخشی از زندگی یک فرد می باشد. در این نوع سبک نوشتاری سعی می شود ابعادی آموزنده یا انگیزه‌بخش از زندگی یک فرد بیان شود. بیشتر زندگی نامه ها بر اساس یادداشت ها و سخنان شخصی یک فرد بوده و به فهرست کردن اطلاعات در مورد یک شخص مانند محل تولد، سالروز تولد و تاریخ رخدادها محدود نمی‌شود بلکه معمولا به مشکلات، شادی ها و فراز و فرودهای زندگی آن شخص می پردازد.

شما با خواندن بیوگرافی احساس می کنید که خود آن فرد در مقابل شما نشسته و تمام پیچ و خم های زندگی خود را برای شما تعریف می کند. ما در این مجموعه مقالات در ایران فاندر سعی می کنیم کارآفرینان موفق ایرانی را معرفی و خلاصه ای از زندگینامه آنها را برای شما بازگو کنیم.

شاید هر سری انتخاب یک فاندر موفق ایرانى براى ما یکى از سخت ترین کارها باشد اما مفتخریم تا اعلام کنیم که آقای سعید حسینی عزیز برای الگو گرفتن، یکی از انتخاب های ما خواهد بود. ما از فقر و شکست تا کارآفرینی و اینکه چگونه در برابر مشکلات تسلیم نشد، چگونه همیشه امیدوار به آینده بود و از عوامل موفقیت او سخن خواهیم گفت. پس برای آشنا شدن با این کارآفرین برتر در حوزه کسب و کار اینترنتی و بنیانگذار فروشگاه اینترنتی سخت افزاری لیون کامپیوتر و مجموعه بوم گردی دیلباب با ما همراه باشید.

او فراز و فرودهای زیادی در زندگی و مسیر کارآفرینی تجربه کرده است، از این رو ما به او لقب «مرد روزهای سخت» را می دهیم. رسالت ما در ایران فاندر این است که دلیل عدم موفقیت هیچ فردى در کسب و کار اینترنتی به علت نبود دانش نباشد. کاش ما راهبرانی شبیه سعید حسینی را در کشور بیشتر داشته باشیم و همیشه برای ترویج مسیر درست، از کارآفرینان نوپا حمایت و پشتیبانی کنیم.

شرح مختصر
سعید حسینی گیلبانی
متولد : ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۰
محل تولد : روستای گیلبان گیلان
وضعیت مالی خانواده : بسیار فقیر
شغل مادر : خانه دار
شغل سابق پدر : کارگر شرکت جوراب گیلان
تعداد فرزندان خانواده : ۲ برادر و ۲ خواهر (سعید دومین فرزند خانواده)
میزان تحصیلات : دیپلم
سال شروع فعالیت : ۱۳۸۳
نوع فعالیت : فروش قطعات کامپیوتر به صورت آنلاین

زندگی نامه سعید حسینی مؤسس لیون کامپیوتر و اقامتگاه بومگردی دیلباب

سعید در یک خانواده بسیار فقیر چشم به جهان گشود. به علت ضعف مالی شدید، آنها مجبور بودند در اتاق ۲۰ متری طبقه پایین یک مدرسه زندگی کنند که دستشویی‌اش با همسایه ها مشترک بود. صاحب مدرسه هر کدام از این اتاق ها را به یک خانواده اجاره می‌داده است و چون همه اهالی روستا قدرت مالی ضعیفی داشتند، خیلی ها در این اتاق ها زندگی می کردند و هیچ یک از اهالی به دنبال تغییر این شرایط نبودند!

دوران کودکی سعید حسینی
دوران طفولیت سعید حسینی

سعید در ۷ سالگی به این فکر می افتد که او هم می تواند پول در بیاورد و کمک خرج خانواده باشد. به همین دلیل با پول هایی که داخل یک قوطی شیرخشک بیرون همان اتاق ۲۰ متری شان جمع آوری کرده بود، با این نیت که آنها زیاد خواهند شد؛ می رود و از سوپرمارکتی که ۷۰ متر بالاتر از خانه‌شان بوده، مقداری بیسکویت پتی‌بور می خرد و بساطی جلوی خانه راه می اندازد تا آنها را بفروشد ولی هیچ کسی نمی‌خرید!

پسر همسایه با دیدن بساطش به او می گوید: «خنگول همین بیسکویت رو مغازه بالا داره میده ۲ تومان و تو داری میدی ۲ تومان و پنزار؟» سعید بعد از این جریان به همان قیمتی که بیسکویت ها را خریده بود، شروع به فروختن آنها می کند. به نظر خودش این کار یک کار مسخره ای بود اما اگر گران می داد، هیچکس از او نمی خرید و به جای آن چند قدم بالاتر می رفت و از سوپرمارکت خریداری می کرد.

۹ سالش که می شود فکر می کند که باید پول واقعی دربیاورد! بنابراین پدرش می رود و از یک سوپر مارکت به اندازه ۸۰۰ تومان جنس می خرد و به سعید می دهد. سعید بساط خود را برمی دارد و به یک عروسی می رود تا جنس های خود را آنجا بفروشد و همانجا ۲۰۰ تومان سود می کند. او طعم اولین سود واقعی زندگیش را می چشد.

در ۱۰ سالگی متوجه می شود که با کمی تلاش و مقداری انرژی گذاشتن می تواند خودش محصولاتی را تولید کرده و بفروشد. به همین دلیل اقدام به ماهیگیری می کند، در خانه‌شان بستنی یخی می سازد، حتی برهه ای بلال هم می فروشد و… رفته رفته این موضوع به یک سبک زندگی برای او تبدیل می شود.

این مقاله را حتما بخوانید:  بیوگرافی محمدرضا سلطانی اولین بیزینس کوچ تخصصی صنعت مبلمان

در دوران مدرسه با اینکه درس های سعید خوب و او جزو شاگردان ممتازان مدرسه بود ولی هیچ علاقه ای به درس خواندن نداشت. تنها دلیل رفتن او به مدرسه این بود که چاره دیگری نداشته است. فضای جنگ در آن دوران، همه چیز را تحت تاثیر قرار داده بود و سعید خاطره خوبی با هیچ‌یک از معلمان خود، به غیر از معلم چهارم ابتدایی اش ندارد.

او در این باره می گوید: «معلمی داشتم که همیشه تلاش می کرد تا نمره خوبی نگیرم، این موضوع باعث شده بود هیچ علاقه ای به ادامه دادن درس نداشته باشم. به نظر من در آن دوران، معلمان قوی آنهایی بودند که تلاش می کردند تا علاوه بر درس های مدرسه، درس زندگی و مالی هم یاد بدهند. اما شعار همه معلمان ضعیف از نظر مالی این بود که علم بهتر از ثروت است»

در کل سعید حسینی خاطره خوبی از مدرسه ندارد! یکی از دلایل بی علاقگی سعید می تواند این موضوع باشد که در پایه پنجم ابتدایی، پدرش با یکی از هم محله‌ای‌ها اختلاف شدیدی پیدا می کند و همه معلمان از طرف مقابل حمایت می کردند و حتی یکی از معلمان وسط امتحان برای اینکه استرس به سعید وارد شود، به او می گوید که فلان نفر از خانواده ات را کتک زدند! سعید در این باره توضیح می دهد که متأسفانه معلم این کار را فقط به خاطر خالی کردن عقده خودش انجام داد. همین!

سعید ورزشکار رزمی
علاقه به ورزش های رزمی

او با اینکه در رشته ریاضی تحصیل می کرده ولی درس ادبیات را خیلی دوست داشته است. اولین کتابی که خوانده، کتاب مادر نوشته ماکسیم گورکی درباره انقلاب صنعتی و شورش کارگری علیه روسیه تزاری بوده است. با خواندن این کتاب به سمت ادبیات کشیده می شود و داستان هایی را هم می نویسد.

قبل از انتخاب رشته دبیرستان، برای مشاوره به مشاور مدرسه رجوع می کند ولی مشاور او را از ادامه تحصیل در ادبیات منصرف می کند و می گوید که اگر به سمت ادبیات برود، نهایتش این است که می شود یکی مثل او؛ به همین دلیل رشته ریاضی را انتخاب می کند.

همیشه یکی از آرزوهای بچگی سعید این بوده که بزرگ شود و توانایی انجام کارهایی را داشته باشد که در کودکی قادر به انجام آنها نبوده، او دلش استقلال می خواسته است. در دوران دبیرستان سعید باید واحد کارآموزی را هم می گذراند، برای همین جایی را برای کارآموزی پیدا می کند و مجانی کار می کند!

جالب ماجرا اینجاست که یک روز صاحب کارش ۲۰ هزار تومان به او می دهد تا برود و از یک جای مشخصی یک اسپیکر بخرد. در بین راه سعید متوجه می شود مغازه دیگری همان اسپیکر را ۱۹ هزار تومان می فروشد. همانجا سعید دل به دریا می زند و همان اسپیکر را به قیمت ۱۹ هزار تومان می خرد. صاحب کار سعید همان ۱ هزار تومان خرج نشده را به خود سعید می دهد. در نهایت آقای سعید حسینی دیپلم می گیرد و حتی بعد آن، ۳ بار هم کنکور می دهد ولی با خود فکر می کند که بالاخره که چه شود؟ بنابراین تحصیل را رها می کند.

اولین کار حرفه ای سعید ویزیتوری ادویه جات بوده است.

سعیدحسینی در خدمت سربازی
عکس خدمت سربازی سعید

بعد از مدتی سعید به سربازی می رود و بعد از بازگشت از سربازی در یک تلفن‌خانه مشغول به کار می شود. او در آنجا ۷ تلفن را به تنهایی جواب می داده (کار دو نفر) و حقوق یک نفر را می گرفته است. یک روز با خود فکر می کند که بالاخره که چه شود؟ نهایتا قرار است به کجا برسد؟

اینجاست که سعید با ۲۰ هزار تومان راهی تهران می شود و در پیش یکی از آشناهایش که در یک پاساژ، مغازه تجهیزات کامپیوتری داشته، شروع به کار می کند. اتاقی در سه راه آذری تهران کرایه کرده و زندگی در آنجا را بدون هیچ امکانات و تجهیزاتی شروع می کند. به گفته خودش روزهای اول در کف اتاق روزنامه می انداخته و حتی برای گرم کردن خودش هم از روزنامه استفاده می کرده است.

بعد از مدتی همین آشنای او یک موکت و یک تک‌شعله به او می دهد. زمانی که بالاترین حقوق کارگری حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار تومان بوده، سعید با ۸۰ هزار تومان در آن مغازه کار می کرده است. آشنایش به او می گوید اگر بتواند تجهیزات کامپیوتری را به خوبی بفروشد، بعد از ۶ ماه می تواند حقوق ثابت او را به ۶۵ هزار تومان کاهش دهد ولی در عوض ۱۰ درصد به او پورسانت بدهد. سعید نمی گذارد این اتفاق به ۶ ماه بکشد و بعد از حدود ۲۳ روز کار، قبول می کند که در ازای دریافت ۱۰ درصد پورسانت، حقوقش کاهش یابد. صاحب مغازه قبول می کند و سعید بعد از ۶ ماه، فروش آنجا را تا ۳ برابر افزایش داده و مدام هم آن را رشد و توسعه می دهد و بعد از مدتی مدیریت مغازه را در دست می گیرد.

سعید از ۱۱ سالگی امکانات خانه، مدرسه و محل زندگی خودش را دوست نداشته و از همان زمان با رویاپردازی آشنا می شود و همین رویاپردازی به او انگیزه می داده که سخت ترین کارها را انجام دهد. به گفته خودش چاره ای هم جز باور این رویاها نداشته است.

این مقاله را حتما بخوانید:  بیوگرافی الناز گلرخ خواننده، میکاپ آرتیست و فشن بلاگر ایرانی

بعد از مدتی که سعید کار آنجا را خیلی توسعه داده بود، به دلیل محدودیت رشد در پاساژ، از آنجا بیرون می آید. قبل از ترک محل کارش، از همه افرادی که به آنها جنس می دادند، پرس‌وجو می کند که اگر او به تنهایی کار کند، آیا آنها حاضرند جنس در اختیارش بگذارند یا نه! خوشبختانه همه تأمین کنندگان لوازم کامپیوتری جواب مثبت می دهند. ولی بعد از بیرون آمدن از مغازه، صاحب مغازه به همه فروشندگان لوازم کامپیوتری زنگ می زند که به سعید جنس ندهند ولی او با اعتباری که در طی این مدت ساخته بود، بالاخره رضایت همه آنها را جلب می کند.

بعد از مدتی به خاطر کمبود پول، خط موبایل خود را می فروشد، به رشت می رود و کار خودش را در آن شهر راه اندازی می کند. در کنار این کار، یک کافی نت هم با کامپیوترهای دست دوم راه می اندازد تا بتواند هزینه های جاری خودش را تأمین کند.

سال ۸۱ آقای سعید حسینی وارد گلدکوئست می شود، محصولاتی را به او نشان می دهند و می گویند که باید از آنها خرید کند. او که با فروشگاه آنلاین هیچ آشنایی نداشت، این کار نقطه عطفی در زندگی او می شود و فکر می کند که او هم می تواند این کار را انجام دهد. آن زمان سایت دیوار نبوده و به جای آن یک سایتی به نام ایستگاه دات کام وجود داشت که کاری مشابه سایت دیوار کنونی انجام می داد. سعید وبسایت ایستگاه دات کام را یک نمونه شرکت جذاب می دانسته، از این رو آگهی اولین محصول خود را در این سایت می گذارد و محصولش به فروش می رود.

تأسیس فروشگاه اینترنتی لیون کامپیوتر
سعید حسینی – لیون کامپیوتر

سال ۱۳۸۳ دامنه لیون کامپیوتر دات آی آر را به مبلغ ۳۸۰۰ تومان می خرد و سایتی ساده طراحی می کند که فقط یک لیست قیمت از محصولاتش داشته و پایین صفحه هم یک آی دی یاهو مسنجر برای برقراری ارتباط می گذارد. بعد از مدتی سعید احساس می کند که قابلیت رشد و موفقیت بسیار بزرگی دارد و رشت برای این کار شهر کوچکی است. در آن دوران، متأسفانه مادرش هم به سرطان مبتلا می شود و سعید برای تأمین هزینه های درمان مادرش، بدهکار می شود.

سال ۸۴ یا ۸۵ دوباره به تهران می آید و دفتری کرایه کرده و سایت جدیدی طراحی می کند و دوباره کار خودش را شروع می نماید. نکته جالب اینجاست که حتی آن دوران دیجی کالا هم از او خرید می کرده است. آقای حسینی می گوید: «با اینکه دلیل رشد دیجی کالا را می دانستم ولی به علت درگیری های فکری و بدهکاری‌ام، محدود شده بودم و اقدام زیادی نمی کردم. من حتی در آن زمان، تقریباً هیچ مطالعه کسب و کاری نداشتم زیرا در حد امروز، محتواهایی در سطح اینترنت وجود نداشت»

آن زمان شبکه های اجتماعی در ایران وجود نداشتند اما در عوض تالارها و فروم‌های گفتگوی اینترنتی همانند پرشین تولز و… بودند که سعید در آنها مطلب می‌گذاشته است. فروم‌ها به به این دلیل که سعید در آنها تبلیغ کسب و کاری می کرد، او را بلاک می کردند. بنابراین سعید خودش دست به کار می شود و یک فروم می زند و به سایت خودش می چسباند. او تولید محتوا را در این فروم انجام می داده اما حسرت می خورد که چرا برای معرفی محصولاتش محتوای کمی تولید کرده است.

نقطه صفر noghte_0آقای حسینی برای پاسخ عملی به سوال: اگر همه چیزهایی که واسش زحمت کشیدی رو ازت بگیرن چی کار میکنی؟ در تاریخ ۳۰ آذر ۱۳۹۸ چالشی بنام نقطه صفر را راه اندازی کرد و حدود ۴۵ روز بدون هیچ پولی از خانه خارج شد تا به همه اثبات کند که می‌توان از صفر، بدون هیچ پول و سرپناهی شروع کرد و به دستاوردی رسید.

داستان این چالش را در پیج نقطه صفر در اینستاگرام ببینید: noghte_0

برخی از اعتقادت و تفکرات سعید حسینی

  • پرسونال برندینگ یعنی اینکه چگونه شناخته بشوی! دوست دارم همانطوری که هست به مردم شناسانده شوم، بدون هیچ کم و کاستی. اما دوست ندارم در جامعه ای که بسته است، همه چیز زندگی خودم را به نمایش بگذارم حتی دستاوردهایم را!
  • امروز جوانانی وجود دارند که به علت ناآگاهی و عدم داشتن اطلاعات کافی و همچنین نبود یک راهنمای خوب و عدم وجود کسانی که کمک‌شان کنند، شکوفا نمی شوند. از این رو سعی می کنم چراغی برای جوانان باشم و در جامعه اثرگذار شوم.
  • اعتقادم بر این است که اگر آینده بهتری برای بچه‌ام می خواهم باید از همین الان و از همین دوران کودکی برای آینده او تلاش کنم. زمانی که بچه‌ام ۲۰ ساله شود، دیگر تلاش هیچ فایده ای ندارد.
  • از آنجایی که ما ایرانی ها آدم های احساسی هستیم، دوست داریم افراد را گداپرور بار بیاوریم و به همین دلیل سعی می کنم به جای دادن ماهی، به افراد ماهیگیری یاد بدهم.
  • فکر می کنم متولدین سال های ۵۵ تا ۶۶ واقعاً نسلی هستند که در کمبود شدید امکانات بزرگ شده اند.
  • حسرت گذشته را نمی خورم ولی اگر زمان به عقب بازگردد دوست دارد از آدمهای بالاتر از خودم بیشتر یاد بگیرم.
  • تضمین می کنم که اگر زمان به عقب برگردد، دیگر دیجی کالایی وجود نخواهد داشت زیرا لیون کامپیوتر جای دیجی کالا را خواهد گرفت. با اینکه رشد و پیشرفت دیجی کالا را حق برادران محمدی می دانم.
  • تمام دغدغه ام این است که چطور تا ۵ سال بعد، صد برابر رشد کنم!
  • اگر علم امروز و تجربه گذشته را در زمان شروع کار داشتم می توانستم خیلی موفق تر باشم.
  • پول برای من خیلی مهم است ولی اولویت اولم نیست. کسی که زود پولدار می شود، لزوما دزد یا کلاهبردار نیست!
  • با رشد فناوری، دنیا سریع تر از همیشه در حال تغییر است و تا وقتی تجربه ای وجود نداشته باشد، امکان اشتباه هم در این دوران وجود دارد.
  • به اعتقادم از ۱۹ سالگی امکان شروع کار وجود دارد و تا ۱۰ سال بعد هم اشتباه کردن جزئی از این چرخه کاری است، به شرطی که از آن اشتباهات، تجربه کسب کنیم. تا زمانی که تجربه ای وجود نداشته باشد، امکان پولدار شدن سریع هم وجود ندارد.
  • من استاد خلق موفقیت از هیچ هستم و معتقدم که هر کسی بتواند از امکانات دور و برش نهایت استفاده را بکند، می تواند استارت موفقیت خودش را بزند.
  • هیچکس نباید به اگرها امید داشته باشد و نباید بگوید که مثلا اگر پدرم پولدار بود، هر کاری می کردم و یا اگر دولت از من حمایت کند، می توانستم میلیاردر شوم و خیلی اگرهای دیگر… چنانچه کسی به این اگرها امیدوار باشد، نابود می شود.
  • خیلی از امکانات از اعتبار گرفته تا خیلی چیزهای دیگر باید پله پله خلق شوند.
این مقاله را حتما بخوانید:  بیوگرافی محمد سیدا مرد حافظه ایران و استاد تندخوانی

درباره لیون کامپیوتر

  • نمایندگی رسمی پخش محصولات بسیاری از شرکت‌های معتبر ایرانی و خارجی
  • برترین فروشگاه به انتخاب مردم در هشتمین جشنواره وب و موبایل ایران
  • کاندید برترین فروشگاه تخصصی در دوازدهمین جشنواره وب و موبایل ایران
  • وارد شدن به ارزهای رمز نگاری شده به ویژه بیت کوین در سال ۱۳۹۰ و ورود به حوزه ماینینگ
  • ارائه‌ سیستم‌های حرفه‌ ای و تخصصی به گیمرها و طراحان و سایر کاربری های تخصصی
  • فراهم نمودن امکان خرید توسط ارزهای رمز گذاری شده برای خریداران از سال ۱۳۹۶ به عنوان اولین فروشگاه اینترنتی در ایران
  • وبسایت لیون کامپیوتر دارای یک وبلاگ، دارای یک سیستم هوشمند اسمبل کامپیوتر و همچنین تالار گفتمانی برای کاربران خود است.

باید بدانید سعید حسینی در سال ۱۳۹۶ وبسایت کوینیت که یک مرجع خبری و آموزشی بلاک چین و ارزهای رمزنگاری شده نظیر بیت کوین و اتریوم است را نیز راه اندازی کرده است.

آدرس فروشگاه: خیابان ولیعصر، نرسیده به میدان ولیعصر، مجتمع کامپیوتر ولیعصر همکف تجاری راهروی D واحد ۳۶ کدپستی: ۱۵۹۳۷۳۳۳۵۶

آدرس دفتر مرکزی: تهران، خیابان ولیعصر، نرسیده به میدان ولیعصر، کوچه فیروزه، ورودی برج جنوبی اداری مجتمع کامپیوتر ولیعصر، طبقه ۲ واحد ۵۵ کدپستی: ۱۵۹۳۷۳۹۷۵۱

شماره تماس: ۸۸۹۱۴۰۴۹ (۱۵خط)

آدرس وبسایت: lioncomputer.com

آی‌دی اینستاگرام لیون کامپیوتر: lioncomputer.ir

آی‌دی اینستاگرام سعید حسینی: hosseinysaeed

پیام سایت ایران فاندر به مخاطبان: همراهان عزیز ایران فاندر، موفقیت در پیش است زیرا غیر ممکن لغتی است که دیکشنری فاندرهای ایرانی یافت نمی شود. امیدواریم شما با خواندن یک داستان دیگر از کارآفرینان موفق ایرانی که با وجود محدودیت ها و موانع فراوان، در ایران خودمان رشد کرده و به موفقیت رسیده اند، شما هم بتوانید تحولی بزرگ در زندگی خود و مردم ایجاد کنید.

چقدر این مطلب برای شما مفید بود؟

میانگین امتیاز ۵ / ۵٫ تعداد آرا: ۳

اولین نفری باشید که امتیاز می دهید

تیم تولید محتوا

این مطلب توسط تیم تولید محتوای ایران فاندر تهیه شده است. ما در تلاش برای توسعه وب فارسی هستیم تا بهترین مقالات در هر زمینه ای را برای وبسایت ها تهیه کنیم. کیفیت محتوای این صفحه توسط متخصصین و کارشناسان ما بررسی و تایید شده است.

سفارش تولید محتوا
اینستاگرام سایت ایران فاندر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.