مدل کسب و کار چیست؟ طبق تعریف مرکز بیزینس کوچینگ ایران (IBC)

بیزینس مدل کنوس ایران

اگر بخواهید سفری را آغاز کنید، باید مسیر سفر یا اصطلاحاً نقشه سفر را بلد باشید! برای راه اندازی یک کسب و کار موفق هم باید نقشه راه داشته باشید، به این نقشه در دنیای کسب و کار، بیزینس مدل یا مدل کسب و کار می گویند. در این مقاله قرار است نقشه راه در دنیای کسب و کار را برای شما بصورت کاملاً کاربردی و قدم به قدم آموزش بدهیم. این مطلب برای افراد زیر مناسب می باشد:

  • کسانی که صاحب کسب و کار هستند.
  • کسانی که می خواهند کسب و کاری را راه اندازی کنند و به حوزه کارآفرینی علاقه مند هستند. مثل کارمندان، کارجوها، دانشجویان، دانش آموزان و بانوان خانه دار.
  • افرادی که می خواهند بیزینس کوچ شوند و از طریق بیزینس کوچینگ کسب درآمد کنند.

اگر شما هم جزو افراد فوق می باشید و می خواهید در تدوین مدل کسب وکار خود به درستی عمل کنید، در ادامه مطلب با ما همراه باشید تا جواب همه سوالات خودتان را دریافت کنید.

باید بر این جمله تأکید کنیم که راهنمای زیر با قیمت های بالا در سطح اینترنت به فروش می رسد ولی ما این آموزش را رایگان برای شروع یا توسعه کسب و کار شما عزیزان به رشته تحریر در آورده ایم زیرا رسالت ما در ایران فاندر این است که دلیل عدم موفقیت هیچ فردى در کسب و کار به علت نبود دانش نباشد.

خرید کتاب خلق مدل کسب و کار (Business Model Generation) نوشته الکساندر استروالدر ضرورتی دارد؟

هر کتابی ارزشمند است و شما می توانید با خواندن خلاصه هر کتابی به موضاعات درون آن واقف شوید. در حالت کلی با خواندن مطلبی که برای شما نوشته ایم، دیگر نیازی به خرید و خواندن کتاب خلق مدل کسب وکار نخواهید داشت.

برای دانلود بیزینس مدل روی دکمه زیر بزنید: (نمونه خام در اندازه A3 و قابل پرینت باکیفیت)

دانلود بیزینس مدل

برای اینکه یک مبحث را به خوبی یاد بگیرید، باید به ۳ سوال زیر درباره آن پاسخ دهید:

  • چیستی: تعریف آن چیست؟
  • چرایی: مزایا و اهمیت آن چیست؟
  • چگونگی: نحوه اجرا و به کار گرفتن آن چگونه است؟

تعریف بیزینس مدل یا مدل کسب و کار

مدل تجاری، بیزینس مدل یا بوم مدل کسب و کار (به انگلیسی: Business model) یعنی اینکه من چگونه می توانم از ارائه محصول، کالا یا خدمات خودم کسب درآمد کنم؟ به زبان ساده تر اینکه وقتی از شما سوال می شود که مدل کسب و کارتان چیست؛ در واقع باید بگویید که چه برنامه ای برای پول درآوردن دارید؟! شاید این سوال خیلی کلی به نظر برسد اما پشت این سوال سوالات دیگری هم نهفته است که شما را به بیزنس مدل تان رهنمون می سازد. مثل:

  • مشتریان شما چه کسانی هستند؟
  • نحوه بازاریابی شما چگونه است؟
  • چگونه مشتریان جدید را جذب می کنید؟
  • چه نوع مشکلاتی از مشتریان را حل می نمایید؟
  • چه ارزشی برای مشتری ایجاد می کنید؟
  • چگونه مشتریان خودتان را حفظ می کنیی؟
  • چطور کسب درآمد می کنید؟
  • هزینه های شما در کسب و کارتان کدامند؟
  • حاشیه سودتان چقدر است؟
  • برای تأمین، تولید و توزیع محصول تان از چه روش یا روش هایی استفاده می کنید؟

پاسخ به این سؤالات می تواند به شما کمک کند که مفهوم مدل کسب و کار خود را درک کنید.

در تعریف دیگر؛ بیزینس مدل یعنی بررسی هزینه کردها و تعیین قیمت محصولات بر اساس این هزینه ها، طوری که نسبت به هزینه هایی که کرده اید، پول بیشتری کسب نمایید. (این یعنی سود) می توان با کاهش هزینه‌ها در طول طراحی و تولید، پیدا کردن راهکارهای کارآمدتر و مقرون به صرفه تر برای بازاریابی و فروش یا یافتن روشی ابتکاری و خلاقانه، این سود را افزایش داد.

مزیت اصلی بیزینس مدل چیست؟

تغییرات بازار ایران، رکود، تورم، رقابت شدید و به وجود آمدن کسب و کارهای اینترنتی باعث شده خیلی از کسب و کارهای سنتی از بین بروند و یا دچار چالش شدید شوند و در عین حال فرصت های جدیدی هم برای درآمدزایی به وجود آید. همه ی این اتفاقات به ما نشان می دهد که ما باید فرزتر و چابک تر از گذشته عمل کنیم و خیلی سریع وضعیت موجود خود را تحلیل و توصیف کرده و بر اساس شرایط بازار، تغییرات را در بیزینس خودمان اعمال کنیم. بیزینس مدل یکی از قوی ترین ابزارها برای چابک سازی و تصمیم گیری به موقع است.

بیزینس پلن
Business Plan
طرح کسب و کار
جزئی نگر
مبتنی بر متن و ارقام
کمک به جذب سرمایه
راهنمایی برای ساخت کسب و کار
نگاه به کسب و کار از دید صاحبان و مشتری
فرضیات قوی مالی
نامناسب برای طوفان فکری
کمک به موفقیت کسب و کار
بیزینس مدل
Business Model
مدل کسب و کار
کلی نگر
ابزار بصری
کمک به راه‌اندازی
توصیف کسب و کار
تمرکز بر ارزش مشتری
فقدان فرضیه‌های قوی مالی
مناسب برای طوفان فکری
کمک برای شروع کسب و کار

دو دلیل مهم برای داشتن بیزینس مدل

همانطور که اشاره شد، بیزینس مدل یک نقشه راه است که به شما نشان می دهد که کجا هستید، کجا باید بروید، و چگونه باید بروید. در ادامه مطلب قصد داریم دو دلیل مهم برای داشتن بیزینس مدل را برای شما توضیح دهیم.

نقشه کسب و کار
نقشه کسب و کار

دلیل اول: ساختن کسب و کار

همانطور که شما برای ساختن ساختمان نیاز به طرح و نقشه دارید، برای ساختن یک بیزینس موفق هم نیاز به یک نقشه کلی دارید. مدل کسب و کار بهترین ابزار برای تدوین نقشه کسب و کار شما است. در واقع اگر شما می خواهید کسب و کار موفقی را راه بیندازید و آن را در طول سالیان حفظ کنید، باید بتوانید در یک صفحه کاغذ کار خودتان را ترسیم کنید و ظرف ۱۰ دقیقه، آن را ساختار یافته توصیف کنید و بهترین ابزاری که این امکان را به شما می دهد، بیزینس مدل است.

دلیل دوم: جذب سرمایه گذار

اگر کسب و کار کوچکی دارید و به دنبال سرمایه هستید، جذب سرمایه گذار اصلی ترین دلیل داشتن بیزینس مدل برای شما می باشد. روزانه افراد زیادی با در دست داشتن ایده هایشان و تصور سوددهی به سراغ سرمایه گذارها می روند، به نظر شما این سرمایه گذاران چرا باید صرفاً به خاطر داشتن یک ایده به شما پول بدهند؟ آنها خیلی خوب با شکست کسب و کارهای کوچک آشنا هستند و ریسک این کار را می دانند اما در قدم اول می خواهند بدانند برنامه شما برای درآمد زایی و به سود رسیدن بیزنس تان چیست؟ اگر دنبال جذب سرمایه گذار هستید، مزیت شما نسبت به بقیه، داشتن یک بیزینس مدل خوب و ارائه آن به سرمایه گذار است.

بیزنس مدلی که قرار است در این مطلب به شما آموزش دهیم، توسط دو دانشمند و محقق به نام های الکساندر استروالدر و ایو پیگنیور طراحی شده است که به آن بیزینس مدل CANVAS یا بوم مدل کسب و کار گفته می شود.

در واقع بیزینس مدل یک پازل ۹ تکه است که با کنار هم قرار گرفتن این تکه ها کسب و کار شکل می گیرد. در نگاه اول شاید این ۹ قسمت پیچیده به نظر برسد، ولی ما سعی کرده ایم طبق مدل Lenses IDEO آنها را به ۳ بخش تقسیم کنیم تا درک آن برای شما راحت باشد.

یک کسب و کار باید چه چیزهایی داشته باشد؟

  • اول باید خواستنی باشد. خواستنی بودن یعنی باید بدانیم که مشتری چه چیزی را نیاز دارد و چطور به آن نیاز پاسخ بدهیم. اصلاً چرا باید مشتری محصول ما را بخرد؟
  • دوم باید امکان پذیر باشد. امکان پذیر بودن یعنی باید بدانیم که به چه منابعی نیاز داریم، با چه کسانی باید شریک باشیم و بر روی چه فعالیت هایی تمرکز کنیم تا بتونیم محصولی را تولید کرده و به دست مشتری برسانیم.
  • سوم باید پایدار باشد. پایدار بودن یعنی باید بدانیم چقدر هزینه و درآمد داریم.

حالا این سه بخش را در مدل کسب و کار بیان می کنیم. خواستنی بودن در ستون بخش بندی مشتریان، ارزش پیشنهادی به مشتریان و چهار چوب تعامل با مشتریان اعمال شده است. امکان پذیر بودن ستون های منابع کلیدی، فعالیت های کلیدی و شرکای کلیدی را در بر گرفته است. در بخش پایدار بودن به ساختار هزینه و درآمد توجه می شود.

اجزای مدل کسب و کار: ستون های ۹ گانه کسب و کار

ستون اول: بخش بندی مشتریان (Customer Segments)
مشتریان محصول شما چه کسانی هستند؟

مشتریان دلیل وجود کسب و کارها هستند و هیچ کسب و کاری بدون پرداخت های مشتری دوام نمی آورد. هر کسب و کاری محصولات خود را به یک یا چند گروه از مشتریان ارائه می دهد. دو مدل مشتری وجود دارد:

  • B2B: به کسب و کار هایی که محصولات خود را به دیگر کسب و کارها ارائه می دهند.
  • B2C: به کسب و کارهایی که محصولات خود را به مصرف کننده ارائه می دهند.

خوب حالا که وارد بوم کسب و کار شدیم، اولین چیزی که باید بدانیم این است که مشتری ما کیست؟ مشتری کسی است که باید برای خرید از شما، متقاعد شود. شاید برایتان جالب باشد که بدانید فرق بین مشتری و مصرف کننده چیست؟

  • مشتری: کسی است که محصول را می خرد.
  • مصرف کننده: کسی است که در نهایت از آن محصول استفاده می کند.

ممکن است مشتری و مصرف کننده یک نفر بوده و شاید هم متفاوت از هم باشند. مثلاً پدر و مادری را در نظر بگیرید که برای فرزندشان اسباب بازی می خرند، در این حالت، فرزند مصرف کننده است و پدر و مادر مشتری.

مشتریان و مصرف کنندگان محصول شما چه کسانی هستند؟ بدون شناخت مشتری و تکمیل کردن این بخش، بقیه بخش های بیزینس مدل بلااستفاده است؛ یعنی در هر کسب و کاری که باشید، بدون شناخت مشتری نمی توانید محصولی را بفروشید. در این بخش باید به ۳ سوال پاسخ دهید:

  • مهمترین مشتریان من چه افرادی هستند؟
  • مشترهای من چه ویژگی ها، نیازها و علایقی دارند؟
  • چطور بازار هدف خود را اولویت بندی کنم؟

بخش بندی مشتریان می تواند بر اساس سن، جنسیت، درآمد، شغل، مذهب، نژاد و ملیت، علایق و منطقه جغرافیایی باشد. در بخش بندی مشتری باید به این نکته توجه کنید که در مدل کسب و کار، یک گروه خاصی از مشتریان نسبت به سایرین پول بیشتری به شما می دهند و به اصطلاح، شما درآمد بیشتری از آن گروه به دست می آورید.

قانون پارتو: به قانون ۸۰/۲۰ معروف است. بر اساس این قانون، شما ۸۰ درصد درآمدتان را از ۲۰ درصد مشتریان بدست می آورید. یادتان باشد اولیت شما در بخش بندی مشتریان همان گروه ۲۰ درصدی است.

ستون دوم: ارزش پیشنهادی به مشتریان (Value Proposition)
محصول شما چیست و چه ارزشی برای مشتری خلق می کند؟

مشتری چرا باید بابت کالا یا خدمات شما پول پرداخت کند؟ در این بخش باید به ۵ سوال مهم پاسخ دهید:

  • کالا یا خدمتی که به مشتری ارائه می دهم، چیست؟
  • کالای من برای مشتری چه ارزشی ایجاد می کند؟
  • چرا باید مشتری ها به من پول بدهند؟
  • چه مشکلی از مشتری را حل می کنم؟
  • چه لذت یا آسایشی برای مشتری ایجاد می کنم؟

خیلی مواقع ارزش پیشنهادی همان مزیت کالا یا خدمت شما است، اما خیلی از افراد ویژگی محصول خودشان را با مزیت آن محصول اشتباه می گیرند. حالا فرق مزیت و ویژگی چیست؟

به این مثال ها توجه کنید:

ویژگی: فروشگاه ۲۴ ساعت از شبانه روز باز است.
مزیت: همسرم باردار است و نصف شب هوس بستنی می کند، می توانم به مغازه بروم و خرید کنم.

ویژگی: این ماشین اسباب بازی همراه با باتری است.
مزیت: وقتی ماشین اسباب بازی را برای بچه ام خریدم، نیازی به تهیه باتری ندارد و سریع می تواند با ماشین بازی کند.

ویژگی: مدیریت حساب های شما فقط با یک کلیک انجام می شود.
مزیت: می توانم حساب های خودم را سریع و بدون دردسر چک کنم و به جای حساب و کتاب دستی، وقت خودم را با خانواده ام بگذرانم.

مشتری های شما ممکن است بنابه دلایل مختلفی، شما را به بقیه کسب و کارها ترجیح دهند. تقریبا ۳۰ ارزش پیشنهادی وجود دارد که شما را برتر و متمایز از دیگران نشان می دهد و در زیر به ۵ مورد مهم از آنها اشاره کرده ایم:

۱- راحتی: انجام سریع کارها بدون نیاز به حضور در مکان مشخص

  • مثال: حمل و نقل رایگان، امکان خرید اینترنتی، امکان استفاده از کارت های بانکی همه بانک ها، سرعت تحویل کالا در مدت مشخص

۲- ارزش قیمت: مشتریان به دلیل قیمت پایین تر و یا قیمت مناسب تر، شما را به دیگران ترجیح می دهند.

  • مثال: استفاده از تماس های اینترنتی به جای تماس های تلفن ثابت، فروشگاه های همیشه تخفیف همانند افق کوروش

۳- ارزش طراحی و کیفیت: خیلی از مشتریان حاضر به پرداخت پول بیشتر برای محصول با کیفیت عالی هستند.

  • مثال: خودروهای تویوتا یا تلفن های همراه اپل

۴- ارزش نام تجاری یا برند: بسیاری از شرکت ها با کمک به احساس اعتبار و متمایز بودن در مشتریان، به آن ها ارائه ارزش می کنند.

  • مثال: کیف و کفش درسا؛ با وجود اینکه قیمت بالایی دارد ولی افراد به خاطر اعتباری که این برند ایجاد می کند، از محصولاتش خرید می کند.

۵- ارزش کاهش هزینه یا ریسک: شرکت ها می توانند از شرکت های دیگر برای کاهش هزینه استفاده کنند.

  • مثال: شرکت ها به جای خریدن یک سرور برای انجام کارهای خود که هزینه هنگفتی دارد، ترجیح می دهند از خدمات اجاره سرور استفاده کنند که هزینه پایین تری دارد.
  • مثال: داشتن گارانتی یا وارانتی باعث می شود مشتری احساس کند که ریسکش برای خرید محصول کاهش پیدا می کند.

تفاوت گارانتی و وارانتی در چیست؟

گارانتی: تعهدی است که یک ارائه کننده محصول یا خدمت به خریدار می دهد که اگر به هر دلیلی مشکلی در کارکرد آن محصول به وجود آمد؛ محصول، تعمیر، تعویض یا در نهایت کل مبلغ عودت داده می شود.

وارانتی: ضمانت نامه مکتوبی است که ضمانت می کند کالا صحیح و سالم است و اگر به هر دلیلی دچار مشکل شود، کالا تعمیر و یا تعویض می شود و مشتری متحمل هیچگونه هزینه ای نخواهد شد.

  • گارانتی برای کالا و خدمت کاربرد دارد اما وارانتی فقط برای کالا است.
  • گارانتی می تواند هم شفاهی و هم کتبی باشد ولی وارانتی اغلب اوقات به صورت کتبی است.
  • گارانتی بسته به نوع کالا یا خدمت، از کوتاه مدت تا میان مدت است ولی وارانتی معمولا بلند مدت است.
  • در گارانتی امکان عودت وجه وجود دارد ولی در وارانتی وجود ندارد.

ستون سوم: کانال ارتباط با مشتریان (Channels)
کانال های ارتباطی شما با مشتریان کدامند؟

در این بخش مسیرهایی که ما را به مشتریان می رساند، شناسایی و انتخاب می کنیم تا محصول و ارزشی که برای مشتری خلق کرده ایم را به دست آنها برسانیم. پیشنهاد می کنیم چند کانال برای جلب توجه و جذب مشتری و چند کانال برای تحویل محصول به مشتری در نظر بگیرید تا کار شما راحت تر شود. در این بخش باید به ۵ سوال پاسخ دهید:

  • چگونه مشتری را از محصول و ارزش های آن آگاه می کنم؟
  • ارزیابی محصول من توسط مشتری به چه صورت است؟
  • خرید محصول من به وسیله مشتری به چه صورت است؟
  • چگونه محصول خریداری شده را به دست مشتری می رسانم؟
  • چگونه خدمات پس از فروش را به مشتری ارائه می دهم؟

کانال ارتباط با مشتری ۵ مرحله دارد:

  1. آگاهی: مشتری را از وجود محصول یا خدمت خود آگاه می کنیم.
  2. ارزیابی: مشتری، کالا یا خدمت ما را با سایر کالاها و خدمات رقبای ما، مورد ارزیابی و مقایسه قرار می دهد.
  3. خرید: مشتری محصول یا خدمت مان را از ما می خرد.
  4. تحویل: کالا یا خدمت خودمان را به مشتری تحویل می دهیم.
  5. خدمات پس از فروش: پس از فروش محصول یا خدمات خود، سعی می کنیم خدماتی را به مشتری ارائه دهیم.

کانال ها معمولا عبارتند از: مغازه، فروشگاه، محل شرکت، وبسایت، اپلیکیشن، شبکه های اجتماعی، شبکه های پیام رسان، پیامک، تلفن، تیم فروش، تلویزیون، رادیو، تراکت، شرکت در نمایشگاه ها و مجلات.

ستون چهارم: چهارچوب تعامل با مشتری (Customer Relationships)
نحوه ارتباط شما با مشتریان تان چگونه است؟

بهتر است بدانید کسب و کارها شیوه تعامل یکسانی با مشتریان ندارند؛ بعضی از آن ها به صورت کاملاً اتوماتیک پاسخ مشتریان خود را می دهند و بعضی ها ترجیح می دهند، حضوری یا حداقل از طریق تلفن، ارتباط صمیمی با مشتریان خود ایجاد کنند. گاهی سود برندها در رابطه بلند مدت با مشتری و گاهی هم در رابطه کوتاه مدت می باشد. حالا شما باید در ستون چهارم مدل کسب و کار ، به این ۵ سوال پاسخ دهید:

  • چگونه قرار است با مشتری ارتباط داشته باشم و این ارتباط را حفظ کنم؟
  • ارتباط من با مشتری، بلند مدت است یا کوتاه مدت؟
  • اگر ارتباط بلند مدت هست، پیگیری ها در این نوع ارتباط به شکلی است؟
  • روش پاسخگویی به مشتریان به چه صورت است؟ آیا اتومایتیک است یا افرادی در شرکت برای پاسخگویی وجود دارند؟
  • اولویت و تمرکز من کدام است: حفظ مشتری های فعلی یا جذب مشتری های جدید؟
این مقاله را حتما بخوانید:  6 مزیت انضباط اجتماعی + 8 راهکار حفظ نظم در محل‌کار

تعامل با مشتریان می تواند موارد زیر را در بر بگیرد:

  •  تخفیف دادن
  • پشتیبانی ۲۴ ساعته
  • برگزاری جشنواره ها
  • برگزاری کارگاه های آموزشی
  • بالا بردن سطح علمی
  • ایجاد باشگاه مشتریان

تعامل با مشتری با دو هدف انجام می شود:

  1. جذب مشتری
  2. حفظ مشتری

با توجه به بخش بندی مشتریان، باید بهترین روش ارتباط با آنها را انتخاب کنید.

ستون پنجم: مدل درآمدی (Revenue Stream)
چگونه درآمدزایی می کنید؟

برای تکمیل این بخش به ۴ سوال زیر پاسخ دهید:

  • چگونه کالا یا خدمت خودم را قیمت گذاری می کنم؟
  • روش کسب درآمد من چیست؟
  • روش های قیمت گذاری من به چه صورت است؟
  • مشتریان چند بار از من خرید می کنند؟ آیا یک بار از من خرید می کنند، یا خرید مجدد دارند؟

مثال های مدل درآمدی:

  • فروش مستقیم کالا و دریافت هزینه
  • درآمد از طریق هزینه اشتراک
  • صدرو مجوز یا فرانشیز
  • دلالی یا واسطه گری
  • تبلیغات

ستون ششم: منابع کلیدی (Key Resources)
منابع کلیدی شما کدامند؟

آیا تابحال جنگا (jenga) بازی کرده اید؟ در بازی جنگا شما یکسری قطعه را با آرامش و احتیاط از برج جدا می کنید؛ اگر این قطعه جدا شد و برج سرپا ماند یعنی این قطعه کلیدی نبوده است اما اگر برج فرو ریخت، می فهمید که آن قطعه کلیدی بوده است.

شناسایی و مدیریت منابع کلیدی کسب و کار هم درست مثل بازی جنگا است. نکته قابل توجه اینجاست که منابع کلیدی در کسب و کارهای مختلف باهم متفاوت هستند، حتی اگر در یک صنف یکسان فعالیت کنند. برای اینکه این بخش از مدل کسب و کار را تکمیل کنید باید به ۴ سوال زیر پاسخ دهید:

  • منابع کلیدی من کدامند؟
  • آیا برنامه ای برای حفظ منابع فعلی دارم؟
  • برونسپاری کدام منبع کلیدی به نفع من است؟
  • برگرداندن کدام یک از منابع کلیدیِ برونسپاری شده، به نفع مجموعه است؟

تقسیم بندی منابع کلیدی:

  • منابع انسانی: افراد، کارکنان، بنیانگذاران شرکت و ..
  • منابع فیزیکی: ساختمان، وسایل اداری، تجهیزات و ماشین آلات
  • منابع معنوی: حق امتیاز، اسرار شرکت، برند شخصی یا شرکتی
  • منابع مالی: وجوه نقد، اعتبارات بانکی، ضمانت نامه های مالی و …

ستون هفتم: فعالیت های کلیدی (Key Activities)
فعالیت های کلیدی شما چیست؟

برای تکمیل این بخش از مدل کسب و کار خودتان، به ۸ سوال زیر پاسخ دهید:

  • برای شناسایی مشتریانم، چه فعالیت هایی انجام می دهم؟
  • چه فعالیت هایی انجام می دهم تا محصول به مرحله تولید برسد؟
  • با توجه به ارزش های پیشنهادی، چه فعالیت هایی برای کسب و کارم مهم است؟
  • چه فعالیت هایی انجام می دهم تا محصول به دست مشتری برسد؟
  • برای حفظ تعامل با مشتریان، چه فعالیت هایی انجام می دهم؟
  • بهتر است کدام بخش از فعالیت ها را برونسپاری کنم؟
  • کدام فعالیت ها برای من درآمد ایجاد می کند؟
  • چه فعالیت هایی انجام می دهم تا از مشتری پول دریافت کنم؟

توجه کنید که نقش ما به عنوان تصمیم گیرنده کسب و کار، این است که فعالیت های غیرضروری را به حداقل برسانیم و بر روی فعالیت های مهم تمرکز کنیم، همانند: استخدام نیروی انسانی، تبلیغات و بازاریابی، طراحی، ساخت و ارائه محصول، تجهیز کارگاه یا محیط کار.

به طور کلی فعالیت های کلیدی در ۳ بخش خلاصه می شود:

  • قبل از فروش: طراحی، ساخت محصول، استخدام منابع انسانی، تجهیز دفتر، بازاریابی و کارهای اداری
  • حین فروش: تبلیغ، حضور در نمایشگاه، تماس تلفنی با مشتریان
  • بعد از فروش: مثل سنجش رضایت مشتری و پشتیبانی

ستون هشتم: شرکای کلیدی (Key Partners)
شرکا یا همکاران کلیدی شما چه کسانی هستند؟

احتمالاً در کسب و کار شما هم افراد یا همکارانی وجود دارند که بدون وجود آنها کارها پیش نمی رود، مثلاً تأمین کننده ها برای فروشگاه اینترنتی دیجی کالا، شرکای کلیدی هستند و برای پلتفرم اسنپ، رانندگان نقش شرکای کلیدی را دارند. شما هم برای اینکه افراد و شرکای کلیدی خودتان را شناسایی کنید، باید با تأمل به ۴ سوال زیر پاسخ دهید:

  • تأمین کنندگان کلیدی من چه کسانی هستند؟
  • کدام یک از منابع کلیدی را، از طریق شرکا به دست می آورم؟
  • کدام یک از فعالیت های کلیدی را، شرکا یا همکاران برای من انجام می دهند؟
  • کدام یک از شرکای کلیدی، فعالیت های کلیدی را بهتر از من انجام می دهد؟ یا برخی از منابع کلیدی من را ارزانتر می تواند تأمین کند؟

پاسخ به این سوالات مشخص می کند که کدام یک از همکاران، شرکا و تأمین کنندگان، نقش حیاتی را در بیزینس شما ایفا می کنند. لیست شرکای کلیدی عبارتند از: سرمایه گذار مشترک (Joint Venture)، رقبا، تأمین کنندگان، وارد کنندگان و توزیع کنندگان.

ستون نهم: ساختار هزینه ها (Cost Structure)
ساختار هزینه های شما به چه صورتی است؟

برای تکمیل این بخش از مدل کسب و کار خودتان، به ۵ سوال زیر پاسخ دهید:

  • مهمترین هزینه های من در کسب و کار کدامند؟
  • گرانترین منابع کلیدی من کدامند؟
  • گرانترین فعالیت های کلیدی من کدامند؟
  • هزینه های ثابت من کدامند؟
  • هزینه های متغییر من کدامند؟

هزینه های ثابت عبارتند از: اجاره محل کار، کارگاه یا کارخانه، حقوق کارمندان، خرید تجهیزات
هزینه های متغییر عبارتند از: هزینه های تبلیغات و هزینه های بازاریابی

با توجه به مطالب فوق، ما منابع مهم را شناسایی کردیم و حال باید برای تأمین و خرید آنها فکری کنیم! برای مدیریت هزینه ها باید بدانید که کدامیک فقط یکبار پرداخت می شود و کدامیک مستمر و همیشگی هستند؟ در واقع کدام هزینه ها ثابت و کدام هزینه ها متغیر می باشند.

این وظیفه ماست که هزینه ها را به نحو احسن مدیریت کنیم و ساختار مشخصی برای آنها داشته باشیم.

چقدر این مطلب برای شما مفید بود؟

میانگین امتیاز ۳٫۹ / ۵٫ تعداد آرا: ۸

اولین نفری باشید که امتیاز می دهید

تیم تولید محتوا

این مطلب توسط تیم تولید محتوای ایران فاندر تهیه شده است. ما در تلاش برای توسعه وب فارسی هستیم تا بهترین مقالات در هر زمینه ای را برای وبسایت ها تهیه کنیم. کیفیت محتوای این صفحه توسط متخصصین و کارشناسان ما بررسی و تایید شده است.

سفارش تولید محتوا
اینستاگرام سایت ایران فاندر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.